دانشجویان کارشناسی ارشد میکروبیولوژی جهرم 87
دانشجویان کارشناسی ارشد میکروبیولوژی جهرم 87
وبلاگ تخصصی میكروبیولوژی


این کلمه اولین بار توسط پروسینر در سال 1982 عنوان گردید که به معنی پروتئینی است که ماهیت عفونی دارد.در واقع ذرات عفونت زایی از جنس پروتین هستند که فاقد اسید نوکلئیک بوده.پریون ها به اسید نوکلئیک متصل نیستند. ولی ژن آنها در انسان بر روی کروموزوم 20 قرار گرفته است و PRNPنام دارد.پروتئین طبیعی تولید شده توسط این ژنPrpC  نامیده می شود.که پریون پروتئین غیربیماری زا نامیده می شود.پریون بیماری زا Prp SC نام دارد.کهSC از دو حرف کلمه Scrapie تشکیل شده است.که مربوط به نخستین بیماری پریونی است.

تفاوت بین فرم بیماری زا و غیر بیماری زادر ساختمان سوم  این دو ذره است.بدین معنی که درپریون غیر بیماری زا  ۴۲٪ Helix-α و۳٪ sheet-β اما در فرم بیماری زا ۴۳٪sheet-βو۳٪Helix-αکه این تغییرات ساختاری تغییرات گسترده بیو شیمایی در بر دارد.و سبب مقاومت فرم بیماری زا می شود.فرمPrpCدر برابر پروتئاز حساس بوده و در مواد پاک کننده محلول است و بیشتر ساختار آن را زنجیر آلفا تشکیل می دهد. اما فرم Prp SCبیشتر دارای زنجیره بتا می باشد که در مواد پاک کننده نامحلول بوده ودارای مقاومت نسبی در مقابل پروتئولیز  می باشد.شایان ذکر است به دلیل نداشتن اسید نوکلئیک در ساختار پریون این ذرات به نوکلئاز و UV-۲۵۴nmمقاوم هستند.

نکته مشترک بین پریون ها این است که ساختار مغز یا بافت های عصبی را تحت تاثیر قرار می دهند.مطالعات نشان داده است که در سطح سلول های عصبی پروتئینی به نامSpc2 وجود دارد که گیرنده ی انتهای آمین پریون ها است.سلول های مغزی  بیشترین تعداد از این گیرنده ها را دارند.برای همین است که این سلولها مخازن پریون ها به شمار می روند.

بیماریهای پریونی معمولا به شکل  عفونی یا ارثی هستند.در فرم عفونی که ناشی از انتقال پریون های عفونی است  میتوان آنسفالوپاتی اسفنجی گاو و بیماری کورو را نام برد.فرم ارثی که ۱۰ تا ۱۵٪ از موارد ابتلا را به خود اختصاص می دهد  در ارتباط با موتاسیونها در ژنPrp  قرار دارند.یعنی جهش در ژن تولید کننده پریون آن را از حالت عادی خارج کرده و به شکل پریونی بیماری زا تبدیل می کند.مثلا در بیماری های جرستمن.استراسلر.شینکر.......

بیماری

میزبان

پریون

FFI

Human

Ffi prion

GSS

Human

Gss prion

CJD

Human

Cjd prion

KUTU

Human

kuru prion

SCRAPIE

sheeps

scrapprion

TME

mink

Tme prion

CWD

mule,elk

Cdw prion

BSE

cattle

Bse prion

 

برای انتقال پریون از یک گونه به گونه دیگرنیاز به عوامل و فاکتور هایی است.که وجود این فاکتور ها میتواند میزان بروز -انتقال و نهفتگی بیماری های پریونی را تعیین کند.به این پدیده سد گونه ای گویند.

در یک مطالعه دانشمندان نشان دادند که اگر پریون غیر طبیعی موش را به مغز موش سالمی که دارای ژن PRNPاست.تزریق کنیم مقدار زیادی پریون غیر طبیعی در حیوان ایجاد می شود.اما اگر همین پریون را به موشی که فاقد این ژن است تزریق نماییم.انتقال بیماری صورت نمی گیرد.در تحقیقی دیگر پریون غیر طبیعی انسان را به مغز موش سالم دارای ژن PRNP تزریق کردندکه نتیجه آزمایش تنها ۱۰٪ بیماری را نشان داد.این تحقیقات نشان داد که پریون ها در گونه های مختلف با هم متفاوتند.

بیشترین تفاوت بین پریون انسان و جوجه دیده شد.(حدود ۳۰٪)بین انسان وجوندگان هم تفاوت زیادی وجود دارد.به همین دلیل بیماری CJD را نمی توان به به خزندگان انتقال داد.

پریون انسان و گاو در ۳۰اسید آمینه با هم متفاوتند.ولی پریون گوسفند و گاو در ۷اسید آمینه با هم فرق دارند.به خاطر همین تفاوت آسکراپی گوسفند به راحتی به گاو انتقال پیدا نمی کند.

با بیان این مسائل باید بگوییم  پدیده سد گونه ای با سه فاکتور در ارتباط است.

۱.نوع پریون گونه ها

۲.نوع فاکتور های تبدیل کننده پریون طبیعی به غیر طبیعی

۳.تفاوت در توالی ژن PRNP بین گونه ها(هرچه تفاوت بیشتر احتمال انتقال کمتر)

تشخیص:

وسترن بلات.ایمونو فلورسانس.تزریق به مغز حیوان آزمایشگاهی.بررسیCSF.کشت در سلول های عصبی اتوپسی مغز

پیشگیری وکنترل:

شناسایی و ذبح دام های آلوده.عدم استفاده از مراتع آلوده.زایمان بهداشتی دام.عدم استفاده از پودر استخوانو مکمل های غذایی دام های آلوده

درمان:

تا کنون درمان قطعی کشف نشده  و درمان های نسبی انجام می گیرد.

آنتراسایکلین_ترکیبات پلی آمین شاخه دار_هیپوکلریک سدیم همراه با جوشاندنژ

Histopathology shows spongiform changes in brain of A sporadic CJD, B new variant CJD, C Kuru and D BSE

 

undefined

منبع:http://www.microblahijan.blogfa.com/





طبقه بندی: ویروس شناسی، میكروب شناسی،
ارسال در تاریخ شنبه 24 بهمن 1388 توسط مسعود فتحی

بیماری های عصر جدید تراژدی جنگ میكروبی آمریكا:

حقیقت درباره منشأ بسیاری از بیماری های نادر، علاج ناپذیر و یا آن دسته از بیماری هایی كه در اصطلاح غرب یتیم خوانده می شوند و گریبانگیر بشر امروزی هستند، چیست؟

 نوشتار ذیل گویای حقایقی است كه پرده از بسیاری اسرار بر می دارد:
«جرالد شوماخر»، سرهنگ نیروهای ویژه ارتش آمریكا، در برگی از خاطراتش می نویسد: «...تاكنون به هیچ گزارشی كه به بیماری جنگ خلیج فارس اشاره داشت، توجه نكرده و اهمیت نداده بودم. و این، تا زمانی كه سربازان تحت فرماندهی ام و خانواده هایشان بیماری هایی را بارز ساختند كه نمی توانست جز از حضور آنها در خلیج فارس و یا تماسشان با اشخاص و ابزاری كه از عراق بازگردانده شده بودند، ناشی شده باشد. و در جست و جوی حقیقت، با دكتر گارت نیكولسون برخورد كردم... و «طرح همروكال» حكایت عمیق و شوك آور آنچه واقعا به وقوع پیوسته، است. اكنون، وقت آن رسیده كه مردم با حقیقت آشنا شوند!»
و حقیقت این است كه «بیماری های جدید» كنونی از آسمان نازل نشده، بلكه در واقع به عنوان «سلاح های میكروبی» در آزمایشگاه های نظامی تولید شده اند! این را اسناد و مداركی نشان می دهد كه خبرگزاری «آلترانفو» در 80 صفحه گردآوری و اسكن كرده است، و تحقیقات بسیاری دانشمندان بر آن صحه می گذارد. به این ترتیب و براساس این اسناد و شواهد، كلیه بیماری های جدید و نوظهور مانند ایدز، سندروم خستگی مزمن، سندروم فیبرومیالژی، سندروم جنگ خلیج فارس، پاندمی آنفلوانزای مرغی و... همه و همه در واقع یكی بوده و ریشه در «مایكوپلاسما»ها دارند كه به عنوان «سلاح میكروبی» مورد استفاده قرار می گیرند! حقیقت تلخی كه دكتر «اسكات» آمریكایی از آن پرده برداشته و دكتر «گارت نیكولسون»، رئیس مؤسسه پزشكی هسته ای آمریكا، نیز در كتاب خود، «طرح همروكال»، افشا كرده است. و این حقیقت تلخ «طرح دی لیلی»  نام دارد.
اساس طرح «دی لیلی» را رویدادهایی تشكیل می دهند كه در ارتباط با «سندروم جنگ خلیج فارس قرار دارند، بیماری مرموزی كه 150 هزار كهنه سرباز آمریكایی از آن رنج برده و ده ها هزار نفرشان بر اثر آن جان باخته اند در حالی كه از هرگونه شناسایی رسمی و معالجه و درمان محروم بوده اند، زیرا كه منشأ بیماری باید مخفی می ماند. حقیقت وجود یك عامل میكروبی در خون این سربازان را در اصل دو دانشمند آمریكایی كشف كردند. منشأ نیز در واقع اجرای یك برنامه گسترده آزمایش برروی نظامیان و زندانیان بوده است. تمامی كارمندان و پرسنل آكادمیك ذیربط نیز هر آنچه در توان داشتند به كار گرفتند تا این اطلاعات فوق سری پنهان بماند، اگر چه موضوع «قتل» در میان بوده است! و البته، همین كشف سبب گردید تا بیمارانی كه از سندروم خستگی مزمن و بسیاری بیماری های دیگر رنج می بردند، سرانجام اجازه درمان یابند.
در «پروژه همروكال»، دكتر «نیكولسون» و همسرش -كه او نیز پزشك و پژوهشگر است- فساد مجموعه دانشگاهی و دولتی، و نیز سرمایه گذاری های مافیایی آنها، را فاش و محكوم می سازند. در این كتاب از جمله می خوانیم كه: در تپه های «مریلند»، پایگاه عظیمی متعلق به ارتش آمریكا وجود دارد كه در جریان جنگ جهانی دوم و سال های جنگ سرد به مركز عمده تحقیقات تسلیحات میكروبی این كشور تبدیل شده است. «فورت دتریك» در واقع اولین آزمایشگاه آمریكا است كه به تولید عوامل جنگ میكروبی و دفاع در برابر همین عوامل اختصاص یافته است. و اگر چه قانون «پلوشیر» مصوبه دوران حكومت «نیكسون» این پایگاه را به خلع سلاح و تبدیل شدن به یك مركز پژوهش بیماری سرطان ملزم می سازد، اما در مؤسسه ارتش آمریكا واقع در این پایگاه، كه مسئولیت بیماریهای عفونی را عهده دار است، فعالیت های نظامی نسبتاً همانند سابق پی گرفته می شود و این فعالیت های ویژه مؤسسه مزبور را به نیرویی مؤثر در جنگی پنهان در راستای تولید و افزایش عوامل میكروبی جدید تحت پوشش «دفاع در برابر جنگ میكروبی»، مبدل ساخته است. در همین محل بود كه، درست پس از جنگ جهانی دوم و همانند صدها آزمایشگاه دیگر در سراسر آمریكا، دانشمندان كشورهای سابقاً «دشمن» به استخدام درآمدند تا تحقیقات نیمه كاره خود را پی گرفته، به تولید برخی از وحشتناكترین سلاح های كشتار جمعی كه تاكنون بشریت با آنها آشنا شده است، بپردازند. شوق و شوری كه این دانشمندان برای اثبات كاربرد و میزان تأثیر سلاح های خود بارز ساختند به فجایع متعددی منجر گردید كه بسیار ماهرانه مسكوت گذاشته شد و مردم آمریكا را از خلق این «هیولا»ها بی خبر گذاشت.
در سال 1980، دكتر «جیمز دویتشمن»، دكتر «مینگ لون» و ژنرال ریچارد آرنوایت» به بررسی ساختار میكروارگانیسمی پرداختند كه تاكنون ناشناخته بود و در پایان جنگ جهانی دوم در كشت های میكروب سیاه زخم (آنتراكس) كه به هدف نظامی انجام گرفته بود، نزد كشورهای دشمن یافت شده بود. دكتر «مینگ لون» دانشمندی چینی تبار و بسیار درخشان بود كه اكنون برای ارتش آمریكا كار می كرد. وی متخصص سیاه زخم بود، و در آزمایشگاه او بود كه این میكروارگانیسم در كشتی قدیمی كه از یك واحد «اس اس» در حال عقب نشینی از اروپای شرقی به سمت آلمان، به دست آمده بود، مصادره شده بود. آلمانی ها موفق به اختراع سلاح های جنگی میكروبی شده بودند و قصد داشتند این سلاح ها را در برنامه كشتار خود در اروپای شرقی به كار برند، اما هیچ كوششی به خرج نداده بودند كه ارگانیسم هایی را كه در كشت های بسیار خطرناك خود به كار می گرفتند، شناسایی كنند. بهرصورت، «بهترین» تركیب از این بین انتخاب شد و دكتر «لون» مأمور یافتن و تعیین دقیق تركیب این «معجون»های مرگبار گردید.
میكروارگانیسم جدید از نوعی كاملاً غیرمعمول بود. به «آنتراكس»، عامل سیاه زخم، این عامل خطرناك جنگ میكروبی- كه در زیر میكروسكوپ به ردیف هایی از واگن های كوچك می ماند و قادر است در صورت تنفس عمیق مقدار بسیار كمی از آن، ظرف چند روز بكشد- شباهتی نداشت، بلكه بسیار كوچكتر از آن بود ، ابزار ژنتیك بسیار كمتری در خود داشت و ساختار آن نیز متفاوت بود. میكروب ناشناس در حالت زنده آن قابل مشاهده نبود، باید آن را می كشتند و از طریق جذب نمك های فلزات سنگین تثبیت می كردند، آبش را در الكل می كشیدند و بالاخره در صمغ محصورش می كردند تا بتوان آن را به برش های باریك قابل مشاهده در زیر میكروسكوپ الكترونیك تبدیل كرد.
از دید ژنرال «آرنوایت»، مردی با ظاهری بسیار معمولی اما طبیعتی بسیار بی رحم كه به سربازان صرفاً به دید خوكچه های آزمایشگاهی می نگریست كه صرفاً برای تجارب علمی و البته ارتقای درجه و مقام او خوب بودند و بس، نتیجه مشاهدات آنها واقعاً شگفت انگیز بود، به طوری كه هیچكس هرگز نمی توانست به هیچ طریقی پی ببرد كه یك «مایكوپلاسما»ی كوچك می تواند اینچنین كشنده باشد.
در واقع، «ویروس» بسیار ریز «مایكوپلاسما» كه آنها شاهدش بودند، شكلی بدوی از باكتری داشت، آنقدر بدوی كه پوسته محافظ بیرونی یا جداره سلول یعنی پوشش ضخیم و پیچیده گلوسیدی خود را كه از باكتری ها در برابر عناصر محافظت كرده، شكل ویژه ای نیز به آنها می بخشد، از دست داده بود. «مایكوپلاسما»ی كوچك بخشی از اطلاعات ژنتیك خود را از دست داده بود، به طوری كه كوچكتر از ساده ترین باكتری ها و از حصارهای سلولی متمایز ویژه غالب باكتری ها بی بهره بود و می توانست اشكال مختلفی به خود بگیرد. این موجود كوچك برای زنده ماندن ناچار بود در بطن سلول های حیوانی یا انسانی پنهان بماند و اگرچه در آغاز بسیار شكننده و ناپایدار به نظر می رسید، اما بسیار مقاوم تر از حد تصور بود. در واقع، «ویروس» جدید از دست دادن بخشی از اطلاعات ژنتیك خود را با رشد دیگر سكانس های ژنتیك جبران می كرد، چیزی كه به آن اجازه می داد سلول ها را اشغال و دقیقا همانند ویروس ها «استعمار» كند. اما «موجود» جدید یك «ویروس» نبود، زیرا كه به لحاظ تكنیك آثار بیوشیمیایی و ژنتیك یك باكتری را در خود حفظ كرده بود. بنابرین، همانند یك ویروس با مختل كردن چرخه های بیوشیمیایی سلول ها آنها را مختل می كرد و با كدگذاری مولكول های مضر سبب «خودكشی» سلول های اشغالی می گردید. این موجود همچنین موادی متابولیك آزاد می كرد كه به ساختارهای مهم سلول آسیب می رساند.
از دید دكتر «دویتشمن»، یك غیرنظامی وابسته به پنتاگون، «موجود» جدید باید در داخل سلول ها پنهان می شد و به شكلی باورنكردنی آن را مختل و وارد «برنامه مرگ» سلولی می كرد، در حالی كه برنامه ژنتیك نیز مختل می شد و سلول های هم جوار نیز آسیب می دیدند. سپس، از سلول در حال احتزار میزبان فرار كرده، به اشغال دیگر سلول ها می پرداخت و بدین شكل تدریجا تمامی اعضا را فرا می گرفت. قربانیان نیز باید علایم مختلفی مشابه با برخی بیماریهای فرسایشی و تحلیلی- تخریبی از خود بارز سازند. و حتی می توانند این بیماری ها را در بدن خود «تقلید» كنند و این می تواند بیماری هایی نظیر «ام.اس» (مالتی اسكلروز) و «آرترید روماتوئیدی» در آنها پدید آورد و هیچكس نیز هرگز حدس نخواهد زد كه منشأ این بیماری ها تنها یك عفونت است! چرا كه، دانش پزشكان محدود تر از آنست كه بتوانند بدان پی ببرند.
غالب قربانیان تجارب و آزمایشات «فورت دتریك» را مخالفان دولت، نظامیان و یا ساكنان زندان ها تشكیل می دادند. یا به عبارت دیگر، هر آن كه از دید این افراد «محترم» ناچیز شمرده می شد! دكتر «دویتشمن» بی صبرانه انتظار نتایج عملی این آزمایشات را می كشید و معتقد بود، هیچكس هرگز حدس نخواهد زد این مكانیسم چگونه عمل می كند، و یا این كه كشف نخواهد كرد كه عامل اصلی بیماری یك «مایكو پلاسما» است. و قرار نیز بر این بود كه در صورت تحقق این احتمال بسیار ناچیز، «مركز كنترل بیماری ها»ی آمریكا مسئله را حل وفصل كند و موانع را از سر راه بردارد. در واقع، این مركز موظف بود به همه بقبولاند كه «مایكو پلاسما»ها موجوداتی كاملا بی ضررند، آنقدر بی ضرر كه حتی نمی توانند بیماری زا باشند! اما سؤال دكتر «لون» چینی این بود: آیا می شد در نهایت همه چیز را تحت كنترل داشت؟ تأثیر و عملكرد این عوامل كوچك بر روی قربانیان در صورت قرار گرفتن آنها در معرض دیگر میكروارگانیسم ها به طور هم زمان، چه خواهد بود؟ آیا عواقب كار در نظر گرفته شده بود؟ با این حال، از دید دكتر «دویتشمن» تنها كاری كه آنها باید انجام می دادند این بود كه در میدان حضور یابند و همه این چیزهای جالب را كشف كنند... بدون در نظر گرفتن «جهش»ها و جهش های تركیبی و حتی تغییرات ژنتیك این «نوع ویژه»! در حالی كه اطلاعات برای حتی ردیابی آن در میدان نبرد به اندازه كافی نبود. و اگر نظامیان مبتلا می شدند چه؟ و اگر این نظامیان در بازگشت به منزل آن را به خانواده های خود منتقل می كردند چه؟ ضمن این كه، همین «موجود بی ضرر» به احتمال قریب به یقین عامل كشنده واقعی در بیماری ایدز است، چرا كه آزمایشگاه دكتر «لون» آن را در بیش از 80 درصد اشخاص مبتلا به ایدز ردیابی كرده و همچنین متوجه شده بود كه شمار آن در مرحله نهایی بیماری به طور خاصی افزایش می یابد. در واقع، همین عامل است كه اشخاص آلوده به ویروس «اچ.آی.وی» را می كشد، نه خود ویروس. ویروس «اچ.آی.وی» می تواند سیستم ایمنی بدن را از بین ببرد، اما نمی تواند مانند این «مایكو پلاسما» سبب حالت مرگ شده و یا به هر عضو و یا بافتی حمله كند. و با تلاش این دانشمندان «محترم» و بسیار مشتاق، «مایكو پلاسما»ی بی ضرر به موجودی غیرقابل ردیابی تبدیل شده بود!
با تمامی این ها، دكتر «دویتشمن» تأكید داشت هیچ اشكالی در بیمار شدن افراد وجود ندارد! ضمن این كه، رسماً این «اچ.آی.وی-1» است كه سبب ابتلا به ایدز می گردد. و این تعریف نیز «رسمی» باقی خواهد ماند و نباید به خاطر برخی ملاحظات «مخلوق جدید» را كه وارد برنامه «اچ.آی.وی» شده و عنصر اصلی پروژه های «ام.كی- نائومی» (حروف «ام» و «كی» حروف اول نام خانوادگی «رابرت مانیكر» و «پل كوتن»، كاشفان ویروس ایدز، است و «نائومی» به معنای: «سیاهان صرفاً افرادی موقت هستند») و «پی 2» را زیر سؤال ببرد! اگرچه در آفریقا اوضاع «اندكی» از كنترل آنها خارج شده بود... بهر صورت، هیچكس هرگز پی نخواهد برد كه ویروس «اچ. آی. وی-1» بدون عفونت هم زمان با «مایكوپلاسما» سبب ایدز نمی شود! و این در حالی است كه، هزاران دانشمند بر روی ایدز كار می كنند و هنوز هیچیك به این مسئله مظنون نشده است. «دویتشمن» برای خاموش كردن هرگونه ندای وجدان همكارانش مدعی شد كه به رغم همه این ها می توان «مایكوپلاسما» را به كمك آنتی بیوتیك ها تحت كنترل درآورد و...
ژنرال «آرنویل» كه خود نیز پزشك بود، سلاح جدید را «سلاحی زیبا» خواند كه به خاطر ایجاد علایم بی شمار و گسترده در بیماران «غیرقابل» ردیابی است. علاوه بر این، قادر است بیماری های «بسیار جالب» متعددی به وجود آورد و در درازمدت امتیازی در سطح اهداف نظامی برای آمریكا باشد. به عنوان مثال، می توان به این موضوع جالب فكر كرد كه این سلاح در درازمدت در كشورهایی مانند كره شمالی و كوبا چه می تواند انجام دهد! زیراكه، چنانچه همه افراد این جوامع از بیماری های مزمن رنج ببرند و قادر به كار نباشند، سرانجام اقتصادشان ورشكسته می شود و...
غافل از این كه خود سربازان آمریكایی و در نهایت خانواده هایشان و حتی خود این دانشمندان محترم نیز می توانند هدف «مخلوق جدید» قرار گیرند! «آرنویل» خود و هم وطنانش را متفاوت و بسیار برتر از مردم دیگر كشورها می دانست و معتقد بود به همین خاطر هرگز هدف «مایكوپلاسما» قرار نخواهند گرفت. مگر نه این كه «موجود جدید» را آنها خود خلق كرده اند؟ پس چیزی كه آنها خود به وجود آورده اند نمی تواند قانونش را به آنها تحمیل كند. و به هرحال، تصمیم از «بالا» گرفته شده و كره زمین هم بی اندازه «جمعیت» دارد. بنابراین، از بین بردن «چند نفر» صرفاً می تواند به بهبود وضعیت زمین كمك كند، آنهم از طریق ایجاد جمعیتی محدود از افراد برتر! زنده ماندن تنها برای بهترین های بهترین ها لازم است و بس. و از دید «دویتشمن»، تعداد افراد «پست» بر روی كره زمین واقعاً زیاده از حد است و این افراد صرفاً سدی برای تحقق اهداف آنها برای هزاره آتی به شمار می روند و سبب عدم تعادل در الگوی «نظم نوین جهانی» می گردند. بنابراین، هیچ نیازی بدانها نیست و چنانچه بشود آنها را «از راهی كاملا انسانی» از بین برد، دنیا به مكانی بسیار بهتر تبدیل خواهدشد!
و این بدان معنا بود كه باید این «گل» كوچك را برای آزمایش توانایی هایش در باغچه های جدیدی می كاشتند. آنهم، بی توجه به قربانیان بیگناه احتمالی!
افشاگری های دكتر «نیكولسون» و همسرش از همان اسراری پرده برمی دارند كه دكتر «اسكات» در مورد «مایكوپلاسما»ها فاش ساخته بود! این كه، «آنها» می توانند نوع بشر را در هر لحظه كه اراده كنند با انواع بیماری ها نابود سازند. نگاهی به تاریخچه «تولید» ایدز خود واقعاً خوف آور است و بار دیگر نشان می دهد كه این بیماری در ارتباط نزدیك با «مایكوپلاسما»ها قرار دارد! و نگاه دقیق تر به این تاریخچه از «پیشرفت» این تحقیقات پرده برمی دارد، و این كه آنها می توانند دست كم 7 بار ساكنان كره زمین را نابود سازند! و «آنها» فقط آمریكایی ها نیستند... بلكه روس ها، چینی ها، انگلیسی ها، فرانسوی ها، كانادایی ها، اسرائیلی ها و... نیز دست اندركارند!
و بد نیست بدانید كه «مایكوپلاسما»ها 200 نوع مختلف دارند كه دست كم نیم دوجین شان- از جمله «بروسلوز»- برای انسان «مضرند»، زیرا كه از دهه ها پیش «دستكاری» شده اند...

 

لایه های پنهان جنگ تحمیلی:

آمریکا نه تنها به طور پنهان جزء حامیان اصلی عراق در استفاده از سلاحهای شیمیایی و میکروبی در جنگ علیه ایران بود بلکه از تصویب قطعنامه های سازمان ملل بر علیه عراق در استفاده از این نوع سلاحها، جلوگیری کرده و حتی در مواقعی این حمایت را آشکارا بیان می نمود. چنانکه “ریچارد مورفی” معاون اسبق وزیر امور خارجه آمریکا اعلام می کند: « تا زمانی که عراق از سلاحهای شیمیایی در دفاع از خاک خود و در مقیاس محدود استفاده می کند توسلش به این سلاح “ قابل درک” است. از سوی دیگر حتی شورای امنیت تحت فشار آمریکا درخواست ایران را برای استقرار هیئتی دائمی در تهران جهت بررسی و گزارش موارد کاربرد سلاحهای شیمیایی رد کرد.

“سرلشگر وفیق السامری” مسئول اسبق بخش ایران استخبارات عراق در مصاحبه ای اعتراف می کند: هفته ای سه روز و گاهی تمام طول هفته را به سفارت آمریکا در بغداد می رفتم و از آنها پاکتهای سیاه رنگی می گرفتم که حاوی اطلاعات ماهواره ای از آخرین تحولات جبهه ایران بود. او در کتاب « ویرانی دروازه شرقی» در مورد اطلاعات ماهواره ای می گوید: این عکسها به گونه ای بود که ما به راحتی می توانستیم تصاویر سربازانی که در پادگان های ایران در حال آموزش هستند را مشاهده کنیم، حتی کسی که در رژه دست و پایش را به اشتباه حرکت می داد در این عکس ها مشخص بود. هنگامی که کارخانه های سیمان را بررسی می کردیم تعداد کیسه هایی که در روی کامیون ها قرار داشت را به راحتی شمارش می کردیم، در عین حال ماهواره ها نتایج حملات هوایی و موشکی را نیز گزارش می کرد.وی در بخشی دیگر از اعترافاتش به نقش شوروی سابق در ارائه اطلاعات اشاره می کند و می گوید: با پرداخت 2 هزار دلار به یک افسر اطلاعاتی روس تمام اطلاعاتی که در باره ایران می خواستم به دست آوردم. چارلز فیلیپ دیوید در کتاب «جنگ خلیج فارس؛ توهم پیروزی» می نویسد: شوروی با61 % بزرگترین تامین کننده نیازهای تسلیحاتی عراق است.

.“حسین الکامل” داماد صدام با سفر به بروکسل، طی امضای قراردادی با دکتر جرالد بول -که با حمایت پنتاگون بر روی پروژه ساخت بزرگترین توپ دنیا(HARP) در دانشگاه مک گیل کانادا به فعالیت می پرداخت- سفارش ساخت چهار سوپر توپ را با هزینه ده میلیون دلار داد که نمونه اولیه آن دارای لوله توپی به طول 56 متر و کالیبر 350 میلیمتر بود و طول لوله ها 107 متر و قطر دهانه آنها یک متر بود و در هر بار شلیک گلوله ای حاوی ده تن مواد منفجره را پرتاب می کرد و سه توپ دیگر تقریبا سه برابر این توپ بودند. ساخت این توپ با نام « بابل» در دامنه یک کوه در عراق آغاز شد.در راس کشورهای اروپایی حامی جنایات جنگی صدام کشور آلمان قرار دارد، چندان که در توسعه و تجهیز عراق به سلاحهای شیمیایی مقام نخست را داراست.

ساخت مجتمع سامره عراق به عنوان «بزرگترین کارخانه سلاح شیمیایی جهان» در کارنامه تسلیحاتی این کشور به چشم می خورد. شرکت آلمانی « کارل کولمب» در مجتمع سامره 6 خط تولید سلاح شیمیایی به نام احمد، محمد، عیسی، عانی، مدای و قاضی را ایجاد کرد که اولین آنها در سال 1983(1362هـ.ش) و آخرین آن در سال 1986(1365هـ.ش) تکمیل شد. از گاز خردل و اسید پروسیک تا گازهای عصبی سارین و تابون در این کارخانه تولید می شد و در خمپاره، راکت و گلوله های توپ جاسازی می شدند. یک شرکت بلژیکی نیز به نام« سیکس کو» طی 4 سال 17 پایگاه هوایی و چند مقر نظامی در عراق ایجاد کرد. پروژه های “عکاشات” و “القائم” که از بزرگترین کارخانه های آزمایشی و تولید فسفات در جهان بود توسط “سایبترا” کنسرسیوم بلژیکی بنا شد.“کارلوس کاردوئن” رئیس صنایع “کاردوئن” که با همکاری شرکتهای آمریکایی فعالیت می کرد، به تشویق مقامات ارشد شیلی بخصوص “ژنرال پینوشه” دیکتاتور سابق شیلی مقادیر زیادی “زیکونیوم” را از آمریکا برای ساخت بمبهای خوشه ای وارد و آن را برای عراق ارسال کرد.
فرانسه در ژانویه 1981، تحویل 60 فروند میراژ 1F مجهز به موشک را که پیش تر به عراق متوقف شده بود از سر گرفت . هچنین در سال 1982( 1361 هـ.ش) به دنبال خروج دیپلمات های فرانسه از تهران این کشور اقدام به تحویل 5 فروند هواپیمای سوپر استاندارد مجهز به موشک های اگزوست به عراق کرد. در سال 1986 سازمان های اطلاعاتی فرانسه بر آورد کردند که اگر فرانسه سه هفته از ارسال کمک به عراق خودداری کند این کشور شکست خواهد خورد.همزمان با تکمیل رآکتورهای هسته ای عراق توسط فرانسه، برزیل در سال 1979 جهت همکاری های هسته ای قراردادی ده ساله با عراق امضا کرد که بر اساس آن برزیل متعهد بود که مقادیر زیادی اورانیوم طبیعی و غنی شده با درصد کم، تکنولوژی هسته ای، تجهیزات و آموزش مربوطه را در اختیار عراق قرار دهد.

معامله 6/1میلیارد دلاری طرح ولکان یکی ازشیرین ترین معاملات فرانسه با عراق بود. با خرید 83 توپی که موضوع قرارداد بود، عراق از شرکت فرانسوی TRT یک فیوز فوق العاده و پیچیده ای خرید که با نصب آن بر روی دماغه خمپاره، موجب می شد تا خمپاره قبل از رسیدن به زمین منفجر گردد و تا یک کیلومتری همه موانع را درو کند.
پس از بمباران شیمیایی مناطق مختلف جنگی توسط عراق، ماموران سازمان ملل یکی از نمونه های بمب شیمیایی عمل نکرده را در منطقه یافته و آن را ساخت کشور اسپانیا اعلام می کنند.
شبکه تلویزیونی ABC آمریکا در برنامه ای اعلام می کند که صدام حسین از یک شرکت آمریکایی به نام« آل کولاک» در بالتیمور، بیش از 500تن ماده شیمیایی به نام « فیودی گلیکول» خریداری نموده که این ماده در صورت مخلوط شدن با اسید کلریدریک به گاز خردل تبدیل می شود».

همچنین این شبکه فاش می کند : یک شرکت خصوصی آمریکا در دهه 80 با گرفتن مجوز از طرف وزارت بازرگانی آمریکا نمونه هایی از مواد بیولوژیکی و میکروبی را به عراق صادر کرده اند که این مواد از نوع ضعیف شده نبوده و قادر به تولید مثل بوده اند. در میان آنها میکروب سیاه زخم، طاعون و همچنین یک باکتری سمی به نام « ستریدیوم باتولینی» به چشم می خورد.
آمریکا نه تنها به طور پنهان جزو حامیان اصلی عراق در استفاده از سلاحهای شیمیایی و میکروبی در جنگ علیه ایران بود بلکه از تصویب قطعنامه های سازمان ملل بر علیه عراق در استفاده از این نوع سلاحها، جلوگیری کرده و حتی در مواقعی این حمایت را آشکارا بیان می نمود:
چنانکه "ریچارد مورفی" معاون اسبق وزیر امور خارجه آمریکا اعلام می کند: « تا زمانی که عراق از سلاحهای شیمیایی در دفاع از خاک خود و در مقیاس محدود استفاده می کند توسلش به این سلاح " قابل درک" است. از سوی دیگر حتی شورای امنیت تحت فشار آمریکا درخواست ایران را برای استقرار هیأتی دائمی در تهران جهت بررسی و گزارش موارد کاربرد سلاحهای شیمیایی رد کرد.

تمامی دنیا از کمک به عراق در این جنگ به صورت مکرر دریغ نکردند. نقض حقوق بین الملل هم از سوی خود دولت عراق صورت می گرفت که از سلاحهای شیمیایی و میکربی در جنگ استفاده می کرد و هم از سوی کسانی که دولت عراق را با این گونه سلاحهای ممنوعه مجهز می کردند. در تاریخ ۷ و ۸ تیرماه ۱۳۶۶، هواپیماهای بمب افکن عراقی با بمب های شیمیایی به چهار نقطه پر ازدحام و متراکم جمعیتی شهر سردشت حمله کردند و زن و کودک و خرد و کلان مردم بی گناه آن شهر و اطراف آن را آماج گازهای کشده و دهشتناک شیمیایی قرار دادند. حملات شیمیایی این رژیم علیه سربازان ایرانی در طول جنگ همواره ادامه یافت و این امر در حالی بود که دولت عراق خود به تنهایی توان ساخت سلاح های میکروبی و شیمیایی را نداشت.
دولت ایالات متحده امریکا در چراغ سبز دادن به کشورهای اروپایی و ارسال فناوری این گونه سلاحها به طور غیرمستقیم و مستقیم مرتباً حقوق بین الملل را در ممنوعیت تولید و تکثیر و استفاده از سلاحهای شیمیایی و میکربی نقض کرد. رسانه های غربی در بسیاری موارد به دست داشتن در تجهیز عراق به سلاحهای شیمیایی، میکربی و هسته ای اعتراف کرده اند. امید است با اقدامات موثر در سطح ملی و بین المللی و تدوین و اجرای صحیح و بدون تبعیض قونین و مقررات ذی ربط بتوان قدم موثری در مقابله با توسعه، تولید و کاربرد سلاح های شیمیایی و میکروبی برداشت و از این راه امنیت مردم را در سراسر دنیا در مقابل اینگونه سلاح های مخرب و کشتار جمعی تأمین نموده و زمینه لازم را برای استفاده صلح آمیز از تجهیزات، عوامل بیولوژیک و اطلاعات و دانش فنی مربوط در جهت اهداف بشر دوستانه فراهم نمود.

فراموش نكنیم هشتم تیرماه روز مبارزه با سلاح های میکروبی و شیمیایی است.



منابع:

 

روزنامه كیهان 

 

راویان

 

دکتر حمید عمادی: متخصص بیماری های عفونی

 

 

http://www.wikipedia.com

 

http://www.rs272.myblog.ir

 

خبرگزاری فارس

 

سازمان آموزش و پرورش استان خراسان

 

تبیان همدان




طبقه بندی: میكروب شناسی،
ارسال در تاریخ شنبه 24 بهمن 1388 توسط مسعود فتحی

دفاع ضد عوامل بیولوژیكى:

دفاع در مقابل جنگ بیولوژیكى دشوار و پر اهمیت است و بسیار بعید به نظر مى رسد كه حـتـى در كـشـورهـاى بـسـیـار پـیـشـرفـتـه نـیـز راه حـلى فـورى بـراى حل این مشكل یافت گردد. از پیچیده ترین مسائلى كه این نوع دفاع با آن رو به رو است . ضـرورت سـرعـت در شـنـاسـایـى تـهـاجـم ، تـعیین نوع بیمارى یا ویروسى است كه كه شـنـاسـایـى عـوامـل بـیـولوژیـك در نهایت دشوارى است ، زیرا از راه حواس پنجگانه به سـخـتـى قـابـل تـشـخـیـص اند و از آنجا كه بر اشخاص تاءثیرى كند دارند، نمى توان دریـافـت كـه تـهـاجـم بـا سـلاح بـیـولوژیـكـى و انجام پذیرفته یا خیر. چرا كه دوران پـرورش عـوامـل بیولوژیكى متفاوت است و عوارض بیمارى تنها در پایان دوره آشكار مى گـردد. حـتـى ابـزارهـاى شـنـاسـایـى مـیـكـروسـكـپـى نـیـز بـراى ارائه نـتـیـجـه تحلیل و تعیین نوع عامل و نوع بیمارى اى كه تولید مى كند، نیازمند چندین روز وقت است . بـه رغـم وجـود لبـاسـهـاى مـخـصـوص و مـاسـكـهـاى تـنـفـسـى كـه تا اندازه اى از نفوذ عـامـل جـلوگـیـرى مـى كنند، این مشكل كه چه هنگام باید این تجهیزات را پوشیده یا درآورد همچنان وجود دارد، كه به نوبه خود از كار آیى آنها مى كاهد. از آنجا كه تهاجم با سلاح بـیولوژیكى با استفاده از ابرهاى حامل عوامل بیولوژیكى به شرایط جوى بستگى دارد، مـى تـوان شـبـهـایـى را كـه مـمـكـن است در آنها حمله با سلاح بیولوژیكى صورت گیرد تـشـخـیـص داد. ولى ایـنـكـه هـمـه مـردم در حـالى كـه لبـاس و مـاسـك پـوشـیـده انـد، در حـال آمـاده بـاش باقى بمانند، حتى در شبهاى خطرناك ، البته كارى غیر عملى است . امید مـى رود كـه دسـتـگـاهـهـاى تـخـصـصـى كـاشـف عـوامـل بـیـولوژیـكـى پـیـشـرفـت و مـشـكـل را حـل كـنـد.

 

چرا نباید خطر جنگ بیولوژیكى را دست كم بگیریم ؟
1. تـقـریباً همه دولتها ـ اعم از بزرگ و كوچك ـ امكان برخوردارى از این سلاح را دارند. چـرا كه برخى از این سلاحها در آزمایشگاهها و كارگاههاى ساده با اندكى دست كاری بوجود می آیند.
2. پژوهشهاى عـلمـى در ایـن زمـیـنـه مـوجـب تـهـیـه ویـروسـهـایـى شـده اسـت كـه در مـقـابـل آنـتـى بیوتیكها مقاوم هستند؛ و براى انتشار آنها نیز ابزارهاى پیشرفته اى تهیه شده است .
3. سـلاحـهـاى بـیـولوژیـكـى را مـى تـوان غـافـلگیرانه و پنهانى بر ضد مجموعه هاى بـزرگ غـیـر نـظـامـى بـه كـار گـرفـت . مـشـكـل تـر از هـمه اینكه شناسایى نوع سلاح بـیـولوژیـكـى بـه كـار گـرفـتـه شـده و انـتـقـال هـشـدار سـریـع بـه دیـگـر مـناطق به دلیل فاصله طولانى میان حمله و آشكار شدن عوارض بیمارى بسیار دشوار است .
بـه هـر حـال ، هدف اصلى از به كارگیرى سلاح بیولوژیكى انسان است ؛ و تهاجم به انـسـان یـا بـه طـور مـسـتـقـیـم و یا از طریق حمله به منابع غذایى و در مواردى حیوانى او صـورت مـى گـیـرد.نباید فراموش كنیم جـنـگ بـیـولوژیكى جنگى است كه هدف آن به طور كلى اشـخـاص و مـوجـودات زنـده هـسـتـنـد، در حـالى كـه بـه مـنـابـع مـادى مثل ساختمان‌هاى مسكونى و تاسیسات صنعتى زیانى نمى رسد و مى توان اندكى پس از حمله بیولوژیكى ، آنها را مورد استفاده قرار داد.

 

راه های پیش گیری از آلودگی:
در صورتیکه شما در معرض چنین عواملی قرار گرفیتد، اولین و موثرترین راه برای جلوگیری از انتشار این میکروب ها شستن دست هاست. به محض اینکه از مکانی به مکان دیگر می روید و یا با افراد جدیدی روبرو می شوید دست هایتان را بشویید. از تماس دست هایتان با دستگیره های درها، دیوارها و زمین تا حد امکان جلوگیری نمایید.
ضد عفونی کردن لوازم منزل، زمین و دستگیره های در، در آوردن یا تمییز کردن کفش ها هنگام ورود به منزل از راه های پیشنهادی برای عدم انتشار این میکروب هاست.

 

ضد عفونى بیولوژیكى:

هدف از ضد عفونى بیولوژیكى ، تاءمین سلامت اشخاص ، و اراضى پس از قرار گرفتن در مـعرض تهاجم بیولوژیكى است ؛ و این مهم از راه نابودى موجودات میكروسكپى و یا از میان بردن تاءثیرات سموم آنها به انجام مى رسد. اما در جایى كه این كار غیر عملى است ، ضـد عـفـونى با هدف جلوگیرى از رسیدن این موجودات به اشخاص صورت مى گیرد. در این هنگام مواد ضد عفونى كننده به كار گرفته مى شود؛ كه باید از ویژگیهاى زیر برخوردار باشد.
الف . تـاءثـیـر گـذارى بـر شـمـار هـر چـه بـیـشـتـرى از عوامل بیولوژیكى كه احتمال به كارگیرى آنها وجود دارد.
ب . سرعت تاءثیر گذارى .
ج . تهیه آنها در زمان جنگ و با قیمتهاى معقول .
د. ضد عفونى كردن نباید موجب تلف شدن تجهیزات و مواد ضد عفونى شونده گردد.
ه‍ . تاءثیرات جانبى آنها كم خطر باشد؛ و در حالت باقیماندن رسوبات سمى این ضد عفونى كننده ها باید ابزار از میان بردن و میزان پایدارى سم آنها را شناخت .
ضـد عـفـونـى كـنـنـده هـاى شـیـمـیـایـى بـسـیـار فـراوان اسـت ، مـثـل پـودر قـصـر یـا تـركـیـبـات حـاوى كـلر، مـحـلول دانـك ، محلول فنول ، محلول كریزول (غلظت 5 )، الكـل ، پـتـاپـروپـیـولاكـتـون كـه براى ضد عفونى كردن ساختمانها به كار مى رود. فراوان ترین و در دسترس ترین وسیله براى ضد عفونى كردن ، در شرایط معمولى آب جوش و صابون یا صابون میكرب كش ‍ است .
ایـن ضـد عـفـونـى كـننده ها براى پوشاكها، تجهیزات ، بناها و زمین به كار مى رود و در شـرایـطى كه استفاده از مواد ضد عفونى شیمیایى دشوار باشد شایسته است كه از ضد عـفـونـى كـنـنـده هاى فیزیكى استفاده شود، مثل قرار گرفتن در معرض پرتو خورشید یا سـوزانـدن . اقـدامـات مـربـوط بـه ضـد عـفـونـى كـردن هـوا، آب ، غـذا و اشـخـاص در مقابل عوامل گذشته به روشنى متفاوت است .
1. هـوا: هـواى مـوجـود در امـاكـن سبز را نمى توان ضد عفونى كرد، زیرا كه نابود كردن مـیـكـروبـهـا و اسـتـمـرار استنشاق هوا بى فایده است . در چنین شرایطى بهتر آن است كه از پـنـاهـگـاههاى عمومى مجهز به تهویه و تصفیه هواى پیشگیرانه استفاده كرد كه تضمین كننده دسترسى به هواى خالى از عوامل بیولوژیكى باشد، هر چند كه مقابله صد در صد با ویروسها را تامین نكند.
2. آب : لازم اسـت مـنـابـع آب آشـامـیـدنـى بـه طـور كـامـل ضـد عـفـونى و میكروب كشى گردد. چنانچه در میدان نبرد امكان جایگزینى آب آلوده نـبـاشـد و بـه نـاچار باید مورد استفاده قرار گیرد، مى توان آن را براى مدت 15 دقیقه جـوشـانـد و یـا از قـرصـهاى ضد عفونى كننده استفاده كرد. گاهى از كلر نیز استفاده مى شود، مشروط به اینكه نسبت آن به آب از یك به میلیون بیشتر نباشد.
3. غـذا: بـراى از میان بردن موجودات میكروسكپى كافى است كه غذا در درجه حرارت بالا طـبخ گردد. اما غذاهایى كه در كیسه هاى ورقى شفاف نگهدارى مى شود یا میوه هاى داراى پـوسـت كـلفت ، كافى است كه یك بار در مواد ضد عفونى كننده فرو برده شود و یا این مواد بر روى آنها ریخته شود و سپس به منظور از میان بردن آثار مواد ضد عفونى كننده بـا آب شـسته شود. در هر حال ، لازم است كه دستگاههاى خدمات بهداشتى مطمئن شوند كه مواد خوراكى و آب قبل از استفاده از هر گونه آلودگى تهى است .
4. اشخاص : در صورت اجازه دادن وقت ، لازم است كه بلافاصله لباسهاى آلوده چنانچه ایـن كـار دشـوار بـاشـد لازم اسـت اجزاى پوست شسته و زخمها، پس از ضد عفونى شدن ، پـمـاد مـالیـده شـود. هـمـچـنـیـن لازم اسـت كـه افـراد در طول مدت رزم ، با استفاده از محلول مونو كُلرامین خود را ضدعفونى كنند.
بـه طـور مـعـمـول كار ضد عفونى بر عهده گروههاى ویژه بهداشتى مجهز به تجهیزات ویـژه مـثـل دسـتـگـاهـهـاى سـیـار مـجـهـز بـه دیـگهاى بخار و تلمبه و لوله هاى لاستیكى و امثال آن است.

 

 

دستگاههای شـنـاسـایـى عـوامـل بـیـولوژیـكـى:

ایـنـك دو دسـتـگـاه بـراى شـنـاسـایـى عـوامـل بـیـولوژیـكـى وجـود دارد، یـكـى بـراى تـحـلیـل حـجـم ذرات و دیـگـرى بـراى تـحـلیـل خـود ذره ـ بـه مـنـظـور تـمییز میان مواد پروتوئینى یا آلى ـ . همچنین یك دستگاه پیشرفته انگلیسى به نام لیدر هواپیما وجود دارد كه براى ، (Lidar) شناخت ابرهاى بـیـولوژیـكى پرتاب شده از تابش اشعه لیزر استفاده مى كند. امید مى رود كه ارتباط میان علامتهاى هشدار دهنده این تجهیزات و میان دیگر تدابیر و به ویژه فعالیتهاى مراقبت و دیده بانى ، راه مناسبى را براى آگاهى از وقوع تهاجم مشخص كند؛ و یا دست كم فـاصـله زمـانى كافى را براى پوشیدن لباس و ماسك فراهم آورد. در حالت هشدار حمله بـیـولوژیـكـى شـایسته است كه ساكنان مناطق واقع در جهت باد، تدابیر احتیاطى مناسب و تاءمین خدمات پزشكى در زمان مناسب را انجام دهند.
از امور مهم در این زمینه تمركز بر نقش دستگاههاى اطلاعاتى به منظور ارزیابى نیازمند آمادگى تكنیكى ویژه از سوى دستگاههاى مشخصى است .
چنانچه در جایى ویروسى انتشار یافت ، شایسته است كه درباره شناسایى منبع و تعیین عـلت آن تـفـحـص شود و چنانچه وجود علل طبیعى منتفى بود در آن صورت ممكن است تهاجم بـیـولوژیـكـى صورت گرفته باشد؛ و این خود هشدارى است براى امكان انجام حمله هاى دیگر.
در حـالى كـه پـوشـش و مـاسـك بـه عـنـوان اقـدام دفـاعـى اولیـه لازم اسـت ، راه حل اصلى مشكل ، دفاع بیولوژیكى است كه از راه واكسیناسیون تامین مى گردد. كشورهاى پـیـشـرفـته در حوزه واكسن هاى ضد ویروس پژوهشهاى گسترده اى انجام داده اند. پیداست كه تولید و انبار واكسن ضد همه ویروسهایى كه ممكن است از راه سلاحهاى بیولوژیكى انـتـشـار یـابد وجود ندارد، از این رو به شدت نیازمندیم كه همه ویروسهایى را كه ممكن اسـت دشـمـن انـتـشـار دهـد شـنـاسـایـى كـنـیم . در مقابل دشمن در صدد بر مى آید تا انواع واكـسـنـهـایـى را كـه دولت مدافع به آن دست مى یابد بشناسد تا ویروسى را به كار گیرد كه نیروى مدافع ، واكسن آن را نداشته باشد. از این رو آزمایشگاههاى بیولوژیكى از مـهـم تـرین هدفهاى دستگاههاى جاسوسى هستند؛ كه در صدد شناسایى فعالیت و ماهیت كارشان برمى آیند.
عـلاوه بـر ایـن ، بـرخـى اقـدامـات احـتـیـاطى است كه باید پیش و پس از تهاجم با سلاح بیولوژیكى مد نظر قرار گیرد:
الف . جلوگیرى از آلوده شدن آب و غذا و نگهدارى مقادیر كافى از آن در بسته هاى محكم جـلوگـیـرى كـنـنـده از آلودگـى . لازم است كه سطح بیرونى این بسته ها پاك باشد تا هنگام باز شدن آلودگى از خارج به داخل انتقال نیابد.
ب . بـالا بـردن سطح اقدامات بهداشتى براى كاهش قابلیت آلودگى و حوادث ناشى از ابتلاى به ویروس.
ج . قـرنـطـیـنـه بـهداشتى اشخاص و مناطقى كه در معرض تهاجم قرار گرفته اند، به مـنـظـور جـلوگـیرى از انتشار ویروس از راه لمس ، با در نظر گرفتن این نكته كه علایم بیمارى دیر آشكار مى شوند.
د. ضـد عـفـونـى كـردن اشـخـاص و تـجهیزات و مناطق آلوده در صورت امكان ، این تدابیر احـتـیـاطـى از تاثیر عوامل بیولوژیكى مى كاهد و ممكن است دوره نقاهت كم شود و از شدت ویـروسـهـا و بـیـمـاریـهـا كـاسـتـه گـردد، ولى از خـطـرات ایـن عمل نمى كاهد.
جنگ بیولوژیك از جنبه دفاع ، مشكل بسیار پیچیده اى است ؛ و از سلاحهاى تهاجمى اى به شـمـار مـى آیـد كـه بـه كارگیرى آن دشوار است . این سلاح ، بر عكس دیگر سلاحها، در مـانـورهـاى نـظـامـى در هـیـچ مـقـیـاسـى نـمـى تـوانـد بـه كـار گـرفـتـه شـود. از این رو تـحـلیـل گـران نـظـامـى ، بـه طـور كـل ، بـر این باورند كه امكان به كارگیرى سلاح بـیـولوژیـكـى در مـقـایـسـه بـا سـلاحـهـاى شـیـمـیـایـى در جـنـگ انـدك اسـت ، امـا در عـیـن حال نمى توان آن را منتفى دانست .

 

مقایسه عوامل بیولوژیكى و شیمیایى:

عوامل جنگ بیولوژیكى و شیمیایى در بسیارى از جنبه ها با یكدیگر مشابهت دارند. از جمله اینكه :
الف . هـر دوى آنـهـا ـ بـه اسـتـثـنـاى عـوامـل آتش زا ـ انسان را مبتلا مى كنند و به مواد جامد زیانى نمى رسانند.
ب . هر دو به یك شیوه از راه هوا منتقل مى شوند و از قابلیت آلوده سازى زمین ، پوشاك ، تـجـهـیـزات ، آب و خـوراك بـرخـوردارند؛ و میزان تاثیر آنها بر انسان ، حیوان و نبات متفاوت است .
ج . به خلاف گلوله هاى معمولى این دو عامل به هر نقطه اى كه امكان نفوذ هوا باشد نفوذ مى كنند.
د. پـوشـاك و مـاسـك و دیگر اقدامهاى احتیاطى عمومى به میزان متفاوتى از آلوده شدن به آنها جلوگیرى مى كند.
ه‍ . هر دوى آنها به ویژه در میان افرادى كه با ویژگیها و میزان تاءثیر و انجام اقدامات دفاعى بر ضد آنها آشنا نیستند، داراى آثار روانى مشابهى هستند.
از ویـژگـیـهـاى عـوامـل بـیـولوژیـكى این است كه پس از انتشار در صورت وجود شرایط سـازگـار مـحـیـطـى ، قـدرت رشـد و تـكـثـیر دارند. از این رو به میزان كم ترى به كار گـرفـته مى شود و هزینه اش پایین مى آید؛ چون مى تواند ویروسى مسرى پدید آورد. ویـژگـى دیـگـرش ایـن اسـت كـه عـوارض آن نـسـبـت بـه عـوامـل شـیـمـیـایـى دیـرتـر آشـكـار مـى گـردد. از سـوى دیـگـر، عـوامـل بـیولوژیكى این تمایز را دارند كه در شرایط كنونى بودن را به آزمایشگاههاى كـشـت ویـروس فـرسـتـاد و آنگاه بررسى و شناسایى كرد. چنین كارى مستلزم صرف وقت طـولانـى اسـت . در حـالى كـه عـوامـل شـیـمـیـایـى در مـیـدان نـبـرد نـیـز قابل شناسایى هستند.

 

جنگ بیولوژیكى از نظر بین المللى:

در مـاه ژوئن سـال 1925 بـیـشـتر دولتهاى بزرگ آن زمان اقدام به امضاى پروتكلى در ژنـو كـردنـد كـه بـه كـارگـیـرى گـازهـاى خـفـه كـنـنـده سـمـى و امـثـال آن و نـیـز استفاده از تجهیزات باكتریولوژیك در جنگ ممنوع گردید. 29 كشور این پـروتـكـل را امـضـا كـردنـد ولى ایـالات مـتـحـده آمـریـكا از این كار سرباز زد. مشکل عمده در ارتباط با ممنوعیت ذکر شده در پروتکل ژنو این بود که هیچ اشاره ای به ممنوعیت ساخت، تولید ، ذخیره سازی ، آزمایش ، نقل و انتقال و خرید و فروش اینگونه سلاح ها نشده بود. از این جهت بود که در کمتر از دو دهه بعد از تصویب این قانون جهان شاهد کاربرد وسیع تر اینگونه سلاحها در جنگ جهانی دوم و پس از آن بود که نهایتاً منجر به کنوانسیون ۱۹۷۲ ژنو، مبنی بر ممانعت از توسعه، تولید و ذخیره سازی سلاح های باکتریولوژیک (بیولوژیک) و توکسینی و کاربرد آنها گردید. در دسامبر سـال 1966 مـجـمـع عـمـومـى سـازمـان مـلل مـتحد قطعنامه اى صادر كرد كه كشورها را به پـایبندى به مفاد پروتكل مذكور ژنو ملزم مى كرد. در 1962 بار دیگر بریتانیا توجه بـه هـمـگـان را بـه مـوضـوع خـلع سلاح بیولوژیكى در كنفرانس خلع سلاح جلب كرد، و مـوضـوع یـك بـار دیـگـر در آگـوسـت سـال 1969 به امید ارائه پیش نویس قطعنامه اى پیرامون ممنوعیت به كارگیرى و تولید و نگهدارى سلاحهاى بیولوژیك ، در ژنو مطرح گـردیـد.
ایـن تـحـرك بـریـتـانـیـا بـه ویـژه از سـوى اتـحـاد شـوروى سـابـق  بـا استقبال فراوان رو به رو گردید. ولى احتمال دستیابى به توافقى عملى پیرامون این قـضـایـا، نـظـر بـه دشـوارى ایـجـاد رقـابـتـى عـمـلى در ایـن زمـیـنـه ، بـسـیـار مـشـكـل بود. تحقق بخشیدن رقابتى بین المللى در موضوع تولید سلاح بیولوژیك نیز كارى شبیه به محال است . زیرا در حالى كه شمار بسیارى از كشورها به طور آشكار با انگیزه پژوهش براى دستیابى به ابزارهاى دفاعى در مقابله با تهاجم بیولوژیك اقدام بـه پـرورش عوامل بیولوژیكى مى كنند، هیچ معلوم نیست كه اقدام كدام آنها درست و مناسب است .
سـیاستهاى آشكار و پنهان دولتها در خصوص جنگ بیولوژیكى متفاوت است . ایالات متحده آمـریـكـا در سال 1960 در دوران ریاست روزولت اعلام كرد كه آغازگر جنگ بیولوژیكى یـا شیمیایى نخواهد بود و در این خصوص یادداشتى نیز به كنگره تقدیم كرد، ولى با مـخالفت سخت وزارتخانه هاى خارجه و دفاع روبه رو گردید و فرمان داد تـا هـمـه ذخـایـر آمـریكا از این سلاحها نابود گردد. بخشى از سخنان وى در آن روز چنین بـود: (سـلاحـهـاى بـیـولوژیـكـى پـیـامـدهـاى گـسـتـرده ، غـیـر قابل پیش بینى و غیر قابل مهارى دارد.)
سلاحهاى بیولوژیكى ویروسهایى عالم گیر را بر مى انگیزد و بهداشت نسلهاى آینده را بـه خـطـر مـى انـدازد. از ایـن رو مـقـرر گـشـتـه اسـت : اول ایـنـكـه ایالات متحده آمریكا از كاربرد مواد و سلاحهاى كشنده بیولوژیكى و همه شیوه هاى جنگ بیولوژیكى جلوگیرى كند. دوم اینكه ایالات متحده آمریكا پژوهشهاى بیولوژیكى خـویـش را بـا تدابیر دفاعى مانند واكسنها و تدابیر بهداشت و سلامت مشخص خواهد كرد؛ بـریـتـانـیـاى كبیر در مناسبتهاى گوناگونى اعلام داشت كه همه پژوهشهاى این كشور در چـارچـوب جنگ بیولوژیكى و شیمیایى ، ماهیت دفاعى محض دارد؛ و این كشور هیچ انبارى از ایـن سـلاحها یا هیچ گونه وسیله اى براى استفاده نظامى آنها در اختیار ندارد.
در آگوست 1969 بـریـتـانـیـا در ژنـو مـسـاله پـایـبـنـدى بـه پـروتـوكـل سـال 1925 ژنـو را مـطـرح و پـس از آن اظـهـار تـمـایل كرد كه پیش نویس مساعدى را براى پرهیز از به كارگیرى و تولید سلاحهاى بـیـولوژیـكى تقدیم كند. اتحاد شوروى نیز موضع بریتانیا را مورد تایید قرار داد و جـامـعه بین المللى نیز به میزان گسترده اى از آن پشتیبانى كرد. اما با وجود این سیاست اعـلام شـده شـوروى ، ایـن كـشـور پـژوهـشـهـاى پیشرفته را در زمینه جنگ بیولوژیكى در حـال انـجـام و شـمار فراوانى از مراكز پژوهشى تخصصى را در اختیار داشت و مدعى بود كه همه جنبه دفاعى دارند. فرانسه نیز موضعى جز این نداشت . این كشور موضع خود را دفاعى اعلام مى كرد، اما در عین حال در تبادل اطلاعات سرى دفاعى ـ تهاجمى مربوط به جـنـگ بـیـولوژیـكـى و شـیـمـیـایـى در اروپـا شـركـت داشـت . در آگـوسـت سـال 1969 نـمـایـنـدگـان دوازده كـشـور غـیـر متعهد در ژنو گرد آمدند و خواستار صدور قـطـعـنامه سازمان ملل درباره ممنوعیت به كارگیرى سلاحهاى شیمیایى و بیولوژیكى در مـنـازعـه هـاى بـیـن المـللى گـشـتـنـد. شـایـان ذكـر اسـت كـه هـمـه كـشـورهـاى فعال در این زمینه مدعى هستند كه فعالیتها و پژوهشهاى آنان با هدفهاى دفاعى انجام مى گـیرد. اما به رغم سیاستهاى علنى و غیر علنى بین المللى ، جو كنونى حاكم بر جهان ،به اهـداف ایـالات مـتـحـده اعـتماد ندارد و در اینجا هیچ راهى نیز براى قانع كردن ایالات متحده مبنى بر اینكه شوروى ذخایر سلاحهاى بیولوژیكى در اختیار ندارد وجود ندارد؛ و هر دوى آنـهـا نـیـز قـدرت ارزیـابـى تـوان دیـگـرى را در این زمینه ندارد. در سایه شرایط بین المـللى ایـن چـنـیـنـى ، احـتـمـال بـه كـارگـیـرى سـلاح بـیـولوژیـكـى بـه هـر شـكـل مـمـكـن در مـنازعه هاى آینده امرى احتناب ناپذیر است و كشورهایى كه خود توان به كـارگـیـرى آن را نـدارنـد. خـواهـنـد دیـد كـه هـر انـدازه هـم كـه وسـایـل دفـاعـى خـوبـى در اخـتـیـار داشـتـه بـاشـنـد از دفـاع در مقابل آن ناتوان هستند.
امـا در خـاور مـیانه ؛ رژیم صهیونیستى در شماره 13 ژوئیه 1969 روزنامه ((جیرو سالم پـسـت )) كـه مـنـعـكـس كـنـنـده دیـدگـاهـهـاى دولت است ، تهدید كرد كه در جنگهاى آینده از سـلاحهاى رایج كشتار جمعى و از جمله سلاحهاى بیولوژیكى استفاده خواهد كرد. برخى از نـویـسـنـدگـان غـربـى اظـهـار مـى كـنـنـد كـه رژیـم صـهـیـونـیـسـتـى پـیـش قـراول دولتـهـایـى اسـت كـه اقـدام بـه پـژوهشهاى سرى جدّى براى پیشرفت و تولید سلاحهایى از این دست مى كنند.
شـكـى نـیـسـت كـه دانـشـمندان غربى و عمدتاً یهودى با دانشمندان اسرائیلى در این زمینه هـمكارى كامل دارند. در اینجا قرائنى است كه به اهداف اسرائیلى در این زمینه اشاره دارد:
1. اسـرائیـل عـضـو پیمان سال 1925 ژنو نیست و تا كنون نیز به آن نپیوسته است.
2. ایـن مـوضـوع بـه نـوبـه خـود ایـن بـاور را تـایـیـد مـى كـنـد كـه اقـدام اسرائیل در به كارگیرى این سلاح به ویژه در حالت نومیدى و به محض اینكه مؤ سسه هاى نظامى این كشور احساس كنند كه توازن قوا بر ضدشان رقم مى خورد، امرى دور از انتظار نخواهد بود.

 





طبقه بندی: میكروب شناسی،
ارسال در تاریخ شنبه 24 بهمن 1388 توسط مسعود فتحی

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

... وَ ما یَعْلَمْ تاَویلَهْ الا الله وَ الراّسِخونَ فی اَلعلِمْ ...

 

محقق:هادی حسینی

 

موضوع تحقیق:حملات میكروبی و بیوتروریسم

 

 

 

« نماد جنگ میكروبی »

نماد جنگهای میکروبی

 


قبل از اینكه به معرفی جنگ میكروبی بپردازیم ابتدا باید تعریفی از میكروب و انواع آن ارایه بدهیم:

 

میكروب چیست:

 میكروب از زبان یونانی گرفته شده است و معنای فارسی آن موجود ذره بینی است. میكروبها برای ادامه زندگی و رشد به غذا احتیاج دارند و مواد غذایی خود را از حیوانات، گیاهان و یا مواد آلی بیجان تهیه می نمایند.

میکروبها موجودات بسیار کوچکی هستند که فقط با میکروسکوپ دیده می شوند.

 

تقسیم بندی میكروبها:

 میکروبها در دو فرمانرو یوکاریوت ها و پرو کاریوت ها قرار دارند.

قارچ های میکروسکوپی و آغازیان جزء میکروب های یوکاریوتی و باکتری ها جزء میکروب های پروکاریوتی می باشند. البته باید اضافه کنیم که ویروس ها نیز جزء میکروب ها محسوب می شوند.

 میكروبها از نظر خصوصیات و شكل ظاهری به شرح ذیل تقسیم می شوند:

 ویروسها ـ باكتریها ـ قارچ ها ـ كرم ها ـ تك یاخته ها و …برخی از ویروسها شامل: ویروس آبله، ویروس هاری، ویروس ایدز و … می باشد. برخی از باكتریها شامل: سل ـ حصبه ـ كزاز ـ سیاه زخم ـ وبا و …قارچها نیز شامل: انواع كپك ها ـ مخمرها كه موجب ناراحتی های پوستی و غیره می شوند.

 

جـنـگ بـیـولوژیـكـى (Warfare Biological):

 از اصطلاحات نظامى نوین و به معناى به كـارگـیـرىِ نـظـامـى (عـامـدانـه ) مـوجـودات زنـده یـا سـمـوم آنـهـا بـه مـنـظـور قـتل و زیان رساندن به انسان و یا ثروتهاى حیوانى یا زراعى وى در راستاى كاستن از تـوان نـظـامـى‌اش ‍ مى‌باشد. برخى این جنگ را ((جنگ باكتریایى )) یا ((جنگ میكرُبى )) خـوانـده انـد، ولى اصطلاح ((جنگ بیولوژیكى )) براى این مفهوم مناسب تر است ؛ چرا كه بـاكـتـرى و دیـگـر انـواع مـوجـودات ریـز و نـیـز صـورتـهاى پیشرفته ترى از حیات ، مـثـل حـشـرات و دیـگـر مـوجـودات مـوزى از جـمـله نـبـاتـات زیـانـبـار را نـیـز شامل مى گردد.
جـنـگ بـیـولوژیـكـى از جـنـگـهـاى دیـریـنـه طـبـیـعـت بـر ضـد انـسـان اسـت و بـه دنبال جنگها و منازعات بشرى ، مردم شاهد شیوع بیمارى و یا ویروس بوده اند.

 

تاریخچه جنگ های بیولوژیک:

 با کمال تاسف انسانها، در طول تاریخ از تکنولوژیهای در دسترسشان برای کشتار، نابودی و مقاصد منفعت طلبانه بارها و بارها استفاده کرده اند. دقیقا نمی توان مرز زمانی مشخصی برای جنگ های بیولوژیک یا کاربرد میکروارگانیسم ها و سایر عوامل در جنگ تعیین کرد. آدمی از روزهای اول زندگی بر روی کره خاکی همواره درصدد بوده که به نحوی به همنوع خود غلبه و استیلا پیدا کند و برای این منظور از کلیه امکانات موجود در دسترس خود استفاده می کرد. انسان روش به كارگیرى موجودات زنده یا سموم آنها را از طبیعت آموخته است . سرخپوستان آمریکا با سابقه تمدن ۵۰۰۰ ساله، همواره در جنگ، تیرهای خود را آغشته به سم می نمودند. در ۳۰۰ سال قبل از میلاد مسیح آلودگی چاه های آب دژها، قلعه ها و شهرها یکی از روش های موثر بــرای از پــای در آوردن دشمن و سربازان و مردمان در بین یونانی ها بوده است.

در جـنـگهاى صلیبى جنگجویان مسیحى بر دروازه هاى شهر قدس گرفتار بیمارى طاعون گـشـتـنـد. بـیـمـارى تـیـفـوس جنگجویان مغربى را در اسپانیا درو كرد. سپاه ناپلئون در تهاجم به مسكو دچار اسهال خونى گشته و قوایشان رو به كاستى نهاد. در جنگ بویر كسانى كه بر اثر تب تیفوئید از پاى در آمدند بیش از آنهایى بودند كه با گلوله كشته شدند.
بارى دیگر كه انسان به طور عمدى عوامل بیولوژیكى را در جنگ به كار گرفت ، اقدام ((سـولون )) فـرمانرواى آتن در سال 600 قبل از میلاد بود. او ریشه هاى گیاهى به نام هیلیبوروس را در جوى آب كوچكى انداخت كه دشمنانش براى آشامیدن استفاده مى كردند و از ایـن راه آنـان را گـرفـتـار (Helleborus) بـیـمـارى شـدیـد اسـهـال كـرد كـه در نـهـایـت مـنـجـر بـه شـكـسـت آنـان شـد. در سـال 200 پـیش از میلاد یك فرمانده كارتاژى در برابر دشمن عقب نشینى كرد؛ و در همان حـال ، مـقـدار زیـادى شـراب را در اردوگاهش به افكنده بود را جاى گذاشت كه درون آنـها ریشه ماندراگورا بود. ماندراگورا گیاهى است مخدّر، (Mandragora) و دشمن پس از نوشیدن ایـن شـراب بـه خـواب رفـت : آنـگـاه او بـازگـشـت و هـمـه آنـهـا را سـر بـریـد. در سـال 184 پـیش از میلاد هانیبال خمهاى پر از افعى را روى دشمن ریخت كه شكست آنان گردید. از آن پس مـسـمـوم سـازى آب آشامیدنى و شراب و خوردنیها در جنگ ، به صورت امرى شایع در آمد. بـه ایـن تـرتـیـب كـه جـنـازه گـنـدیـده حیوانات و سربازان را درون چاههاى آب دشمن مى افـكـنـدنـد. در سـال 1155 م امـپـراتـور ((فـریـدریـك بـاربـاروسـا)) آب انبارهاى شهر ((تـورتـونـا))ى ایـتـالیـا را بـا هـمـیـن شـیـوه مـسـمـوم كـرد و آن را بـه اشـغـال خـود در آورد. جـنـگ بیولوژیكى در جنگهاى صلیبى نیز تجربه گردید، به این تـرتـیب كه جنازه طاعون زدگان را در اردوگاه مسلمانان افكندند و موجب بروز بیمارى در میان آنان گشتند.

سال ۱۷۶۳ میلادی نقطه عطفی در تاریخچه جنگ های بیولوژیک می باشد. چرا که در این سال یک تغییر مهم در کاربرد این عوامل در جنگ ها به وقوع پیوست. به عبارت دیگر در این سال ارتش آمریکا (اروپائی های مهاجر) از عامل بیماری آبله به عنوان یک سلاح برای قوم کشی سرخپوستان بومی آمریکا استفاده نمود. آنها با انتشار عامل بیماری آبله از طریق دادن پتوهای آلوده به ویروس سبب کشتار وسیعی در بین بومیان گردید

از نـمـونـه هـاى جـدیـد بـه كـارگـیـرى عاملانه عوامل بیولوژیكى ، اقدام سر جفرى (Sir Amherst Jeffry) فرمانده تهاجم انگلیس در دوران جنگهاى استعمارى بر ضـد قـبـایـل سـرخ پـوسـت در قـاره آمـریـكـا اسـت . او در سـال 1763 بـالاپـوش و دسـتـارى آلوده بـه بیمارى آبله را از بیمارستانِ آبله نزد رؤ سـاى قـبـایـل سـرخ پـوسـت فرستاد كه پیامدش شیوع بیمارى آبله در میان سرخپوستان بود.
در سـال 1863 ژنـرال جـونـسـتـون (Johnston) از ((فـیـكـسـبـرگ )) هـنـگـام فـرار در مـقـابـل ژنـرال (Sherman) در دوران جـنـگ داخـلى آمـریكا دریاچه ها را پر از جنازه خوك و شـرمـن قـوچ كـرد. در ایـن جـنـگ هـر دو طـرف پـیـش از عـقب نشینى آبهاى آشامیدنى را آلوده سـاخـتـند. در جنگ جهانى یكم مزدوران آلمانى خون آلوده اسبهاى ایالات متحده آمریكا را به اسبهاى نیروهاى رومى تزریق و شمار بسیارى از آنها را كشتند.

.در سال ۱۹۱۵ ، در طی جنگ جهانی اول آلمان ها به کاربرد عامل بیماری وبا در ایتالیا و طاعون در پترزبورگ روسیه متهم شدند.
انگلیسی ها نیز ادعا نمودند که آلمان ها در طول جنگ از بمب های حاوی طاعون استفاده نمودند و فرانسوی ها مدعی بودند که آلمان ها عروسک ها و آب نبات های آلوده به عوامل میکروبی را بر روی رومانی ریخته اند.

درباره به كارگیرى عوامل و سلاحهاى شیمیایى به ویژه پس از جنگ یكم جهانى جزئیات فـراوانـى انـتـشـار یـافـته است ، ولى اطلاعات مربوط به سلاحهاى بیولوژیك در پس ‍ پـرده ضـخـیـم سـرى بـودن و پـنـهـان كـارى بـاقـى مـانـده اسـت . مشهور است كه نازیها پـژوهـشهاى گسترده اى را در سال 1936 در این زمینه انجام دادند. از این رو اتحاد جماهیر شـوروى سـابق  در سال 1938 اعلام كرد كه در صورت استفاده نازیها از چنین سلاحى آنان نیز آماده به كارگیرى آن بر ضد نظامیان آنها هستند. با وجود این گزارش روشنى دربـاره ایـنـكـه كدام یك از طرفین جنگ جهانى دوم از سلاح بیولوژیكى استفاده كرده وجود نـدارد، در حـالى كـه هـمـه آنـان سـلاحـهـایى داشـتـنـد. بـراى مثال ژنرال آمریكایى بروك چیزولم اظهار داشت كه (Chisolm) متفقین از آن بیم داشتند كه نازیها از بمبهاى موسوم به میكروب سم استفاده كنند. از این رو آمـریـكـا اقـدام بـه ارسال تعداد 235000 سوسیس واكسن (Botulinus) ضد این میكروب به لندن كرد. هر واكسنى آمپول ویژه اى داشت كه خود شخص مى توانست آن را به خود تزریق كند. این واكسن در میان 117500 سرباز بریتانیایى ، آمریكایى و كانادایى توزیع گردید.
در مـاجـراى جـنـگ كـره ، چـیـنـیـهـا و مـسـئولان كـره شـمـالى ، آمریكا را به استفاده از سلاح بـیولوژیكى در كره متهم كردند و خواستار تحقیق یك كمیته علمى بین المللى در این باره گـشـتـنـد. پـس از انـجـام پژوهشهاى كافى ، كمیته در گزارش هشتم اكتبر 1952 خود به سازمان ملل اظهار داشت كه در تحقیقات دقیق خود به ((اشیاى آلوده به میكروب وبا و سیاه زخـم بـدخـیـم ، كـكـهـاى آلوده بـه ویـروس طـاعـون ، پـشـه هـاى حـامـل ویـروس تـب زرد و حـیـوانـات جـونـده مـبـتـلا مـثل خرگوش برخورد كه براى انتشار بیماریهاى ویروسى مذكور مورد استفاده قرار گرفته اند)). ولى این گزارش هیچ اشاره اى بـه مـیـزان انتشار آن بیماریها در چین و كره شمالى نداشت . این امر بسیارى از مفسران غـربى را وادار كرد كه در صحت آن گزارش تردید كنند و آن را بى ارزش بشمارند. با آنـكـه در ویتنام شمار بسیارى مبتلاى به ویروس طاعون و آبله ـ از بیماریهاى بومى این كشور ـ دیده شد، هیچ دلیلى قطعى مبنى بر اقدام ایالات متحده براى به كارگیرى سلاح بیولوژیكى در جنگ بر ضد انقلابیون و مردم ویتنام به دست نیامده است .
از آنچه گفته شد روشن مى گردد كه در جنگهاى جدید سلاحهاى بیولوژیكى مورد استفاده واقـعـى قرار گرفته است . از این رو شناخت میزان كاربرد آن همچون یك سلاح جنگى به صـورت دقـیـق مـشكل مى نماید. در نتیجه امكان كاربرد تاكتیكى و استراتژیكى آن را به سـختى مى توان ارزیابى كرد.
 در جنگ های قرون وسطی با بــه کارگیری منجنیق ها برای پرتاب اجساد آلوده حیوانات و انسان ها به داخل دژهای محاصره شده استفاده می شد که این عمل باعث ترس و بیماری در میان مردم محاصره شده گردید.

 

ادامه تحقیقات میکروبی در دوران جنگ سرد :
در دوران جنگ سرد، تحقیقات قابل توجهی توسط کشورهای آمریکا و روسیه در زمینه این سلاح ها انجام شد. هر چند ظاهرا به نظر می رسید این سلاح ها هیچگاه مورد استفاده قرار نمی گیرند، اما کشورهایی چون چین و کره شمالی که از قربانیان اصلی سلاح های میکروبی آمریکا طی جنگ کره در سالهای 1950 تا 1953 به شمار می رفتند، از این امر مستثنی بودند.
در سال 1972 آمریکا نیز قرارداد مجمع BW را به امضاء رساند و طی آن تولید، توسعه و نگهداری میکروب یا هر گونه ترکیبات سمی به جز در میزان بسیار محدود و برای انجام تحقیقات و استفاده صلح آمیز، ممنوع اعلام شد. در سال 1996، تعداد 137 کشور این معاهده را امضاء نمودند.
درسال 1986، دولت آمریکا مبلغ 42 میلیون دلار را به انجام تحقیقات گسترده بر روی بیماری های مسری و سموم، تخصیص داد. این بودجه به امید مطالعه و بررسی بیماری هایی چون سیاه زخم، تب مالاریا، ورم مغز ژاپنی، تب خرگوشی، مسمومیت های غذایی مهلک، و بیماری های مشترک بین انسان و حیوان، مابین 24 دانشگاه آمریکایی پخش شد. زمانی که دپارتمان بیولوژی دانشگاه MIT از پدیرفتن وجه تحقیقاتی ارسال شده از طرف پنتاگون سر بار زد، دولت ریگان با تهدید به تعطیلی دانشگاه آن ها را مجبور به تغییر رای و پذیرفتن وجه مورد نظر نمود.
در عین حال گزارش هایی از گوشه و کنار جهان دریافت شده مبنی بر اینکه ارتش آمریکا از سال 1992 تا کنون مشغول کار بر روی میکروب سیاه زخم است. طبق تعهدنامه BWC ملت ها تنها مجازند با اهداف صلح آمیز و در حجم بسیار اندک بر روی این نوع میکروب ها تحقیقات انجام دهند. لازم به ذکر است در نوامبر سال 1969 همزمان با ریاست جمهوری نیکسون در آمریکا، این کشور از حامیان سیاست بیت المللی جدیدی شد که طی آن استفاده از سلاح های میکروبی تحت هیچ شرایطی پذیرفت نیست.

 

جنگ میکروبی جنگی کثیف :

در طول جنگ جهانی دوم، یگان 731 ارتش امپراتوری ژاپن، کاربرد مستقیم این نوع سلاح را بر روی هزاران تن از اهالی کره و چین آزمایش کرد و در اردوگاههای نظامی، ارتش ژاپن سلاح های میکروبی را بر علیه سربازان و شهروندان غیرنظامی چینی به کار برد.
در آن زمان به نظر می رسید به علت انتقال نادرست و عدم رعایت احتیاط لازم، این تلاش چندان مثمر ثمر نبوده و افراد بسیاری را آلوده نکرده است. اما تحقیقات انجام شده در دهه اخیر حاکی از این حقیقت است که ژاپنی ها بیشتر از بقیه با این سلاح ها آلوده شده اند. به عنوان مثال آزمایشی که بر روی شهروندان ژاپنی انجام شده، نشان داد آلودگی از طریق مواد خوراکی نظیر میوه، سبزیجات و آب آلوده وارد بدن آنان شده است.
تعداد قربانیان این فاجعه حدود 580 هزار نفر تخمین زده شده که عمده آنان بر اثر شیوع وبا و طاعون تلف شده اند. به علاوه پس از پایان جنگ نیز، شیوع مجدد این بیماری ها رقم تلفات را بالا تر برده است.
در سال 1941 به منظور پی گیری فعالیت های کشورهای مظنونی چون ژاپن و آلمان در زمینه توسعه سلاح های میکروبی، کشورهای آمریکا، انگلیس و کانادا پروژه تحقیقاتی جدیدی را آغاز نمودند. نتایج حاصله نشان داد بیماری هایی چون سیاه زخم، تب مالت و مسمومیت های حاد غذایی همگی از طریق سلاح های میکروبی رواج یافته اند.
پس از آن نیز مطالعات گسترده تری بر روی سلاح های میکروبی و شیمیایی انجام شد که نشان داد جزیره گروینارد (Gruinard) واقع در اسکاتلند، به مدت 48 سال آینده آلوده به سیاه زخم خواهد بود. به مخالفین آمریکا در جنگ جهانی دوم نیز در عملیات Whitecoat میکروب تزریق شده بود.

 

عوامل بیولوژیكى:

با وجود اینكه دانش بیولوژى همه موجودات زنده را در بر مى گیرد، اما بیولوژى نظامى تـنـهـا دربـاره مـوجـودات زنـده اى بـحـث مى كند كه به انسان یا حیوان یا نبات زیان مى رساند.
دسـتـه هـاى پنجگانه زیر مجموعه موجوداتى هستند كه امكان تولید ویروس و میكروب از آنها براى مصارف جنگ بیولوژیكى وجود دارد.
1. مـوجـودات (Organisms - Micro): مـانـند باكتریها، ویروسها، انگلها، قارچها و ریز میكروبهاى گیاهى .
2. سموم ویروسى حیوانى و نباتى .
3. نـاقـلهـاى بـیـمـاریـهـاى واگـیـر دار بى مهره مثل حشرات (شپش ، كك ، كنه ) و حیوانات دیگر.
4. حشرات و نباتات موذى .
تركیباتى كه موجب ریزش برگهاى درختان مى شود و نیز نابود كننده هاى نباتى .
چـنـان كـه مـلاحـظـه مـى شـود. بـرخـى از ایـن تـركـیـبـهـاى شـیـمـیـایـى در ضـمن مجموعه عوامل بیولوژیكى جاى مى گیرند، زیرا پژوهشهایى كه روى آنها صورت مى گیرد به طـور مـعـمـول در آزمایشگاههاى بیولوژیكى انجام مى شود. اما بهتر این است كه با توجه بـه مـاهـیـت شـیـمـیـایـى صـرف و راهـهـاى فـراوریـشـان ، آنـهـا را در زمـره عوامل شیمیایى قرار دهیم .

ویژگیهای لازم جهت استفاده:

شمارى از ویژگیهاى عمومى باید در عوامل بیولوژیكى وجود داشته باشد تا بتوان آنها را در سلاحهاى بیولوژیكى به طرزى مؤ ثر به كار گرفت . از جمله آن ویژگیها موارد زیر است.
1. قابلیت سرایت بالا.
2. توان مقاومت در برابر شرایط طبیعى مانند گرما و نور خورشید (پرتو ماوراى بنفش ) و خشكى .
3. قابلیت سازگارى و سرعت انتشار.
4. توان وارد آوردن زیانهاى فراوان در هنگام آغاز تهاجم از طریق كشتن یا ناتوان ساختن.
5 . نـاشـناخته بودن عامل بیولوژیك ؛ براى وارد آوردن زیان هر چه بیشتر، لازم است كه عـوامـل بـیولوژیكى به كارگرفته شده ، براى منطقه هدف هر چه ناشناخته تر باشد. به طورى كه امكان مقابله با آن به وسیله عوامل طبیعى در میان ساكنان منطقه وجود نداشته باشد.
6 . ثبات و سازگارى عوامل براى به كارگیرى در شرایط میدان جنگ .
7. آسان بودن تولید و ذخیره عوامل بیولوژیكى .

 

عوامل بیولوژیكى قابل استفاده در جنگ بیولوژیكى:

انـگـلهاى قارچى : انگلهاى قارچى كه موجوداتى تك سلولى یا چند سلولى مى باشند موارد زیر را در بر مى گیرند: عفونیها، زردى نباتات و آنزیمها

قارچها موجب بیماریهاى نـبـاتـى فـراوانـى مـى گـردنـد، ولى نـسـبـت بـه انـسـان یـا حـیـوان بـیماریهاى اندكى تولید مى كنند.از آن جمله میتوانیم (Foot s‍Athlete) از اشاره كرد كه به آسانى درمان تولید مى كـنـنـد كـه از جـمـله مى توان هستو پلاسموس (انعقاد پلاسما)، كرپتو كوكوس و پلاستو مایكوس را نام برد. از بیماریهاى نباتى كه قارچها تولید مى كنند، بیمارى لك ساقه اسـت ـ كـه بـرنـج را مبتلا مى كند، ـ آفت سیب زمینى ، آفت نى شكر و گندیدگى حبوبات است .
2. انـگـلهـا: انـگـلها مجموعه ناهمگونى از موجودات تك سلولى هستند كه اغلب آنها بیمارى انـسـانـى یـا حـیـوانـى تـولیـد نـمـى كـنـنـد، امـا بـرخـى از آنـهـا بیماریهاى خطر ناكى مـثـل دیـسانترى ، بیمارى خواب آفریقایى ، مالاریا و بیماریهاى ترایبانوسوم ایجاد مى كنند كه اسبها، چارپایان و دیگر حیوانات بدان مبتلا مى گردند.
3. بـاكـتـریـهـا: بـاكـتریها موجوداتى میكروسكپى تك سلولى هستند كه به میزان بسیار فراوان در طبیعت پراكنده اند. باكتریها انواع فراوانى دارند، ولى تنها شمارى اندك از آنـهـا بـیمارى زا هستند. از بیماریهایى كه برخى باكتریها موجب مى شوند مى توان به مـسـمـوم سـازى خوراكیها، مخملك و مننژیت اشاره كرد. برخى انواع باكتریهاى عفونى نیز هـسـت كـه مـوجب بیماریهایى چون سل ، سیاه زخم ، تیفوئید، طاعون و سفلیس مى گردد. از ترشح شده به وسیله برخى باكتریها پدید مى آید بیماریهایى كه بر اثر سموم مى توان به خناق و كزاز اشاره كرد. از Toxins نمونه هاى بیماریهاى نباتى كه بر اثر باكتریها پدید مى آید مى توان به پژمردگى باكتریایى اشاره كرد كه گندم و خیار بدان مبتلا مى گردند.
4. ركـتـسیا: اینها موجوداتى انگلى هستند كه در سلولهاى جسم زندگى مى كنند و به طور مـعـمـول از طـریـق گـزش شـپـش ، كـك و كـنـه انـتقال یافته و بیماریهاى زیر را موجب مى گـردنـد: تـب حـصـبـه ، تـب تـاول زا، تـب كـیـو، تـب بـا جـوش یـا لكـهـاى پـوسـتـى و اخـتـلال دسـتـگاه مركزى عصبى . از بیماریهاى حیوانى كه رِكتسیا موجب مى گردد بیمارى مـرغـزارهـا اسـت كـه از طریق كنه به حیوانات انتقال مى یابد. ركتسیا بیمارى خطرناكى اسـت و بـراى چارپایان كشنده است ، در حالى كه نباتات بیمارى ركتسیایى شناخته شده اى ندارند.
5 .ویـروسـهـا: ویـروسـهـا كـوچـك تـریـن و ریـزتـریـن مـوجـودات مـیـكـروسـكـپـى را شـامـل مـى شـونـد. ویـروسها براى رشد و نمو و تكثیر نیاز به بافتهاى زنده دارند اما تولید برخى انواع ویروسها موجب بیماریهاى مسرى خطرناكى مى شوند كه انسان به آنـهـا مـبـتـلا مـى گـردد. از جـمـله آنـهـا آبـله ، مـخـمـلك ، آنفلوانزا، هارى و اوریون است . از بـیماریهایى كه حیوانات مبتلا مى شوند طاعون گاوى ، بیماریهاى دهان و اعضاى بدن ، وباى خوكى و وباى مرغى است . از بیماریهاى كه نباتات از راه ویروس مبتلا مى شوند آفات توتون و خیار و برخى بیماریهاى نیشكر است .
لازمـه بـه كـارگـیـرى نـظـامـى ایـن عـوامـل ایـن اسـت كـه ـ در هـمـه مـوارد ـ عـامـل بـیـولوژیـكـى مـورد نـظـر بـراى استفاده جدا شده و براى رشد و تكثیر در شرایط حیاتى قرار گیرد و مقادیر فراوانى از آن تولید و در شرایط ویژه اى براى هنگام نیاز انبار شود.
هـنـگـام بـه كـارگـیـرى ، ایـن عـوامـل در مـحـفـظـه هـاى ویـژه اى نـزد نـیـروهـاى تـهـاجـمى انتقال مى یابد و با شیوه اى كه نیروهاى به كار گیرنده مصون بمانند در میان نیروهاى دشمن پخش مى گردد.

 

ویژگی های سلاح های میکروبی 
خصوصیات ایده آل برای یک سلاح میکروبی مسری بودن شدید، توانایی بالا، در دسترس بودن واکسن مربوطه و امکان پخش آن به صورت گاز یا گرد است. بیماری هایی که به منظور استفاده در سلاح های میکروبی در نظر گرفته می شوند، هم به شدت مهلک هستند و هم بسیار قوی.
ساخت و آماده سازی میکروب ها برای استفاده در این سلاح ها بسیار آسان و سریع صورت می گیرد و برای تولید این سلاح ها هیچ مشکل خاصی وجود ندارد، بلکه تنها انتقال و تحویل آنها در مقصد، کار بسیار حساسی است.
سیاه زخم یک عامل مناسب
به عنوان مثال سیاه زخم به چند دلیل برای این منظور یک میکروب مناسب است؛ اولا میکروبی است بسیار قوی و به سهولت پراکنده می شود. ثانیا عفونت شش ها که در این بیماری رخ می دهد منجر به آلودگی افراد دیگر نخواهد شد. بنابراین فقط بر روی یک هدف تاثیر می گذارد. عفونت مربوط به این بیماری با یک سرما خوردگی بسیار ساده آغاز می شود و به سرعت فرد مبتلا را از پای در می آورد، خطر مرگ در آن بالاتر از 80 در صد است.
به منظور انتشار، این میکروب باید به ذراتی بسیار ریز در حدود 1.5 تا 5 میکرون تبدیل شود، زیرا ذرات بزرگتر توسط سیستم تنفسی فیلتر می شوند. در مقابل ذرات بسیار ریز طی عمل دم و بازدم به داخل ریه وارد می شوند. به علاوه ذرات معلق و نارسانایی که تا این اندازه کوچک هستند، به دلیل دارا بودن بار الکترواستاتیکی حالت چسبندگی پیدا می کنند و این حالت مانع از انتشار آنان می گردد. بنابراین این ذرات را با سیلیکا عایق می کنند تا بارشان را از دست بدهند و آزادانه حرکت نمایند. حمل ونقل این ذرات نیز باید به گونه ای باشد که نور خورشید و باد و باران آنها را فاسد نکند و قادر به آلوده کردن شش های انسان باشد .
از میان این بیماری ها می توان به سیاه زخم، تب مالاریا، ورم مغز ژاپنی، تب خرگوشی، تب مالت، تب زرد، اسهال خونی، وبا، تیفوس، آبله، مسمومیت های غذایی مهلک، و بیماری های مشترک بین انسان و حیوان اشاره نمود. از سموم طبیعی که می توانند در این سلاح ها مورد استفاده قرار بگیرند می توان به سم دانه روغنی کرچک و سموم قارچی اشاره کرد.
مورد حمله قرار دادن گیاهان و حیوانات
گیاهان نیز می توانند هدف سلاح های میکروبی باشند، این امر منجر به تخریب و توقف رشد گیاهان می گردد. در طول جنگ جهانی دوم کشورهای آمریکا و انگلیس موفق به کشف روش تنظیم رشد گیاهان شدند و با به کارگیری سلاح های از بین برنده گیاهان عملیاتی را آغاز نمودند.
در دوران جنگ سرد نیز آمریکا با هدف تخریب محصولات کشاورزی دشمن از بیماری های گیاهی بهره جست. میکروب بیماری هایی چون زنگ زدگی گندم و برنج توسط تانک ها در مناطق کشاورزی دشمن بر روی گیاهان اسپری می شدند. در برخی موارد جانوران نیز مورد تهاجم این قبیل سلاح ها قرار می گیرند و آلودگی آنها سبب شیوع بیماری های مختلف مشترک بین انسان و حیوان است.

 

راههاى پرتاب و به هدف رساندن عوامل بیولوژیكى:

پرتاب و به هدف رساندن عوامل بیولوژیكى از سه راه زیر انجام مى پذیرد:
الف . شیوع از راه پوست ، كه از راه گزش پشه ، شپش یا ككهاى مبتلا، انجام مى پذیرد.

بـه كـارگـیـرى ایـن حـشـرات هـمـچـون نـاقـل شـیـوع امـرى رایـج اسـت . امـكـان انتشار این عـوامـل در مـیـان صـفـوف دشـمـن از راه رهـاسـازى بـرخـى حـیـوانـات ، مـثـل مـوشـهاى صحرایى حامل كك ، به سوى خطوط دشمن امكان پذیر است . مى توان موش صـحـرایـى را در ظـرفـهـاى ویـژه اى كـه از راه هـوا حـمـل مـى گـردد و بـا بـرخـورد بـه زمـیـن بـه خـودى خـود بـاز مـى شـود حـمـل كرد. اما این روش نیازمند شمار فراوانى موش صحرایى است كه خو گرفتن آنها با مـحـیط جدید زمان زیادى مى برد و دشمن نیز مى تواند آنها را نابود سازد. اما رها سازى پشه در میان صفوف دشمن با دشواریهاى به مراتب بیشترى همراه است .
ب . شـیـوع از راه خـوردنـیـهـا و نـوشیدنیهاى آلوده :

طرفین متخاصم پیوسته از راه آلوده سـازى آبـهـاى آشـامـیـدنـى بـه ویـروس یـا سـمّ، بـراى از مـیـان بـردن طـرف مـقـابـل و استفاده از رودخانه ها و آب انبارها به عوامل بیولوژیكى روئ می آورند. تصور بر این است كه دشمن به ریختن بمبهاى آلوده به عوامل بیولوژیكى در منابع آب دشمن اقدام كند. اما اینكه اهداف دشمن از راه آلوده سازى آبهاى آشامیدنى بر آورده شود جاى تردید است ، چـرا كـه تـصـفـیـه و ضـد عـفـونـى كـردن آب بـا روشـهـایـى كـه امـروزه معمول است هر نوع ویروس كشنده اى را از میان مى برد.
ج . شـیـوع از راه هـوا :

 بـدون شك مؤ ثرترین راه نشر ویروسها انتشار آنها از طریق هوا اسـت . مـشـهـور اسـت كـه بـسـیـارى از ویـروسـهـاى مـعـمـولى مـثـل آنـفـلوانـزا و بـیـمـاریهاى ناشى از سرما از این راه انتشار مى یابد. براى آنكه شما هـرچـه بیشتر از نیروهاى دشمن را  از راه هواى آلوده ، به ویروس مبتلا كنید، لازم است كه آن ویروس در قالب اسپره هاى حامل ویروس به وسیله مولّدهاى ویژه انتشار دهید. براى انـتـشـار ویـروس بـه این شیوه لازم است كه اندازه این اسپره ها تا حد ممكن كوچك باشد. پـرتـاب آنها نیز از راه هواپیما، كشتى ، زیر دریایى ، بمب ، توپ و موشك امكان پذیر است .

مشكلات شـیـوع عوامل میكروبی از راه هـوا :
انتشار عوامل بیولوژیكى از راه هوا دشواریهایى دارد كه كار برد آنها را محدود مى سازد. چـرا كـه پـرتـو خـورشـیـد ویـروس را در زمـانـى كـوتـاه مى كشد و حتى در شرایط ایده آل بیشتر آنها امكان زنده ماندن بیش از 24 ساعت را ندارند. از این رو لازمه انتشار ویروس در هـر مـنطقه اى آن است كه در كوتاه ترین وقت ممكن تحت پوشش قرار گیرد. از آنجا كه دوران رشـد ویـروسـهـا پـیـش از بـروز عـوارض و شـنـاسایى آنها سه تا چهار روز به طول مى انجامد، دشمن تلاش مى كند به طور پنهانى مناطق بسیار گسترده اى را كه قصد حمله به آنجا را دارد، چند روز پیش از حمله همه جانبه ، به طور همزمان مورد اصابت قرار دهد، به طورى كه نیروهاى طرف مقابل بر اثر ابتلاى به بیمارى توان جنگى خود را از دست داده باشند.
در مـیـان وسـایـل جـنـگـى كـه بـه مـنـظـور تـهـاجـم بـا عـوامـل بـیـولوژیـكـى بـیشترین كاربرد را دارد هواپیماهایى است كه از عقب آنها ابرهایى حامل این عوامل را رها مى كنند، به طورى كه آن ابرها مناطق مورد نظر را تحت پوشش قرار مى دهد. عامل تضمین كننده موفقیت این نوع تهاجم ، سرّى بودن آنها است . چه بسا كه نیاز بـاشـد هـواپـیـمـا دیـگـر، هـوا نیز باید براى این نوع حمله مناسب باشد. مقصود از مناسب بـودن شـرایـط جـوى وجـود سـه شـرط زیـر اسـت .

 یـكـم : تـهـاجـم در شـب . چـرا كـه عوامل بیولوژیكى تاب مقاومت در برابر نور خورشید براى مدتى طولانى را ندارند و از سوى دیگر انجام اقدامات فرار از سوى نیروهاى مورد تهاجم ، در شب بسیار كم است .
دوم ایـنـكـه حركت هواپیما در ارتفاع مناسبى از سطح زمین صورت گیرد، به طورى هنگام اوج گـیـرى مـقـدار فـراوانـى ویـروس را بـه خـود بـه بـالاى جـوّ انتقال ندهد. از این رو بهترین زمان براى تهاجم بیولوژیكى باز هم شب است .
سوم اینكه باد در كل منطقه مورد تهاجم وزشى ثابت داشته باشد و توان و سرعتش ‍ به گـونـه اى بـاشـد كـه بتواند عوامل بیولوژیكى را با خود ببرد و در جاى جاى منطقه در مدتى كه ویروسها زنده هستند بپراكند.
از آنـچـه تـاكـنـون گفته شد مى توان چنین نتیجه گرفت كه ابزار و وسایلى كه براى پـرتـاب و رسـانـدن عـوامل بیولوژیكى به هدف مورد استفاده قرار مى گیرند همانهایى هـسـتـنـد كـه در سـلاحـهایى مثل سلاحهاى شیمیایى به كار گرفته مى شوند. از جمله این وسایل اینهاست :
الف . كیسه هاى ویژه اى كه از هوا به وسیله هواپیما پرتاب مى شود.
ب . وسـایـل و ابـزار پـاشـانـدن و مـولدهـاى مـه كـه بـه وسـیـله هـواپـیـمـا حمل مى گردد.
ج . بـه كـارگـیـرى مـنـابـع خـاص جـنـگ بـیـولوژیـكـى مثل توپ و خمپاره .
د. موشكها
ه‍ . اعمال خرابكارانه مزدوران ستون پنجم .

 





طبقه بندی: میكروب شناسی،
ارسال در تاریخ شنبه 24 بهمن 1388 توسط مسعود فتحی

Helicobacter pylori میکروارگانیسمی است که بیش از نیمی از مردم جهان را مبتلا به عفونت ساخته و به عنوان مهمترین عامل  شروع گاستریت, زخم معده و اثنی عشر و سرطان معده در تمام جهان مورد توجه قرار گرفته است.این باکتری دارای تنوع ژنتیکی بوده و رایج ترین عفونت باکتریایی مزمن در میان انسانهاست.شواهدوگزارشات متنوع وگسترده ای در مورد نقش این باکتری در بیماری های خارج معده ای مشاهده می شود.که برخی بررسی هااشاره به شواهد متقاعد کننده ای در نقش این باکتری ها در برخی بیماری ها از جمله بیماری های قلبی و عروقی , IDA , CIU , ITP دارد. در بسیاری از موارد نیز اختلاف نظر مشاهده می شود.

Warren و Marshal در سال 1983 برای اولین بار این باکتری خمیده و مارپیچی گرم منفی را در بیوپسی معده اکثر بیماران مبتلا به گاستریت مزمن و زخم معده شناسایی و آن را(Campylobacter- like organism) نامیدند. پس نام باکتری را به Campylobacter pyloridis تغییر دادند. پیلوریس مشخصة محلی است که باکتری معمولاً از آن جدا می‌شود.از آنجایی که گرامر این نام نادرست بود آن را Campylobacter pylori نامیدند.

هلیکوباکتر پیلوری باکتری گرم منفی، خمیده، مارپیچی، S شکل، میکروآئروفیلیک به ابعاد 5/3-5/2 * 1-5/0 میکرون و دارای یک یا دو پیچ می‌باشد. این باکتری فاقد اسپور و متحرک می‌باشد. تاژک این باکتری  بر خلاف C. Jejuni دارای غلاف و پوشش دار است. تعداد تاژک‌های باکتری چهار تا شش عدد می‌باشد و در یک قطب سلول قرار دارند. تاژک‌ها از یک ناحیه پیاز مانند (Bulb) از انتهای باکتری خارج می‌شوند. هلیکوباکترپیلوری دارای حرکت چرخشی و خزشی است و در محیط‌های ویسکوز مثل مخاط معده حرکت آن بهتر و سریع‌تر می‌باشد.

هلیکوباکترپیلوری باکتری اوره‌آز، کاتالاز و اکسیداز مثبت است.

هلیکوباکترپیلوری از گلوکز بعنوان تنها منبع اصلی برای فسفوریلاسیون در سطح سوبسترا استفاده می‌کند. این باکتری همچنین از تجزیة سرین، رنین، آسپارتات و پرولین انرژی بدست می‌آورد. مسیرهای متابولیکی گلوکز – گلوکونئوژنز چهارچوب تولید انرژی و نقطه شروع اکثر مسیرهای بیوسنتتیکی می‌باشد. متابولیسم پیروات، منعکس کننده ویژگی میکروآئروفیل بودن این ارگانیسم می‌باشد.توالی ژنوم کامل هلیکوباکترپیلوری سویه 26695 توسط گروهی از دانشمندان در سال 1997 تعیین شده است. این باکتری دارای یک ژنوم حلقوی متشکل از 1667867 جفت باز می‌باشد. 1590 توالی کد کننده در این ژنوم شناخته شده است. آنالیز توالی‌ها نشان می‌دهد که هلیکوباکتر پیلوری دارای سیستم پیشرفته برای حرکت، بدست آوردن آهن، تعدیل و تغییر DNA می‌باشد.

یکی از شگفتی‌های حاصل از بررسی ژنوم این باکتری کشف تعدادی از مکانیسم‌های تغییر آنتی ژنیک Antigenic variation می‌باشد. وجود نواحی بسیار متغیر (Hyper variable) در ژن هایی که کد کنند ساختار سطحی باکتری می‌باشد به باکتری این امکان را می‌دهد که از واکنش‌های ایمنی میزبان با تغییر در آنتی ژن‌های سطحی خود فرار کند. هلیکوباکتر پیلوری به قدری از نظر ژنتیکی متنوع است که هر دو سویه مستقل می‌توانند بوسیله آنالیز ژنتیکی متعدد مانند آنالیز بوسیله آندونوکلئاز های با اثر محدود، RFLP (Restriction Fragment length polymorphism) ، ریبوتایپینک و Sequencing تشخیص داده شوند. انتقال پلاسمیدی در هلیکوباکترپیلوری گزارش نشده است. امّا در 48 تا 58% سویه‌های وحشی پلاسمید شناسایی شده است.

هلیکوباکترپیلوری دارای ساختار تیپیک دیوارة سلولی باکتری‌های گرم منفی می‌باشد. اسیدهای چرب این باکتری غالباً اسیدهای 18، 16، 14 و 19 کربنه می‌باشند. فسفاتیدیل کولین (9/1%) تشکیل دهندة گروه‌های سر قطبی فسفولیپیدها خنثی می‌باشند. فسفولیپیدهای اسیدی حاوی فسفاتیدیک اسید (7/52%) و فسفاتیدیل سرین (3/47%) می‌باشند.

عوامل ویرولانسی:

در هلیکوباکترپیلوری فاکتورهای ویرولانسی متعددی از قبیل شکل اسپریل و قابلیت حرکت ,آنزیم کاتالاز، پروتئین‌های مهار کننده , ترشح اسید معده، اتّصال مولکول‌های چسبندگی هلیکوباکتر پیلوری و آنزیم اوره آز شناسایی شده است. در بین فاکتورهای مذکور از همه مهمتر آنزیم اوره‌آز است که به علّت دارا بودن فعالیت شدید این آنزیم از اجزای مهم این باکتری شناخته شده است.

اوره آز:

 آنزیم اوره آز یکی از مهمترین عوامل ویرولانس هلیکوباکترپیلوری می‌باشد. مقدار آنزیم اوره‌آز تولید شده توسط هلیکوباکترپیلوری بسیار زیاد می‌باشد. اوره‌آز هلیکوباکترپیلوری دارای یک ساختمان هگزادایمر حاوی نیکل می‌باشد .وازدو زیر واحد (30kd) Ure A و) Ure B (62kd ساخته شده است.و برای فعالیت آنزیم وجود هر دو ذره زیر واحد ضروری می‌باشد.

فعالیت اوره‌آزی هلیکوباکترپیلوری دو برابر آنزیم اوره‌آز پروتئوس میرابیلیس و حدوداً هفت برابر آنزیم اوره‌آز سایر کلی فرم‌های اوره‌آز مثبت می‌باشد. پائین بودن ثابت میکائیلس (KM) این آنزیم (حدوداً mm 45/0) با آن اجازه می‌دهد که در غلظت های خیلی کم اوره دارای فعالیت کاتالیتیکی بالایی باشد.

 تنظیم فعالیت آنزیم اوره آز بسیار پیچیده است و حداقل نه ژن دیگر (Urea C, D, E, F, G, H, I, j, K) علاوه بر ژنهای Ure A و Ure B در این کار دخالت دارند. علاوه بر این فعالیت اوره‌آز بوسیلة قابلیت دسترسی به نیکل تنظیم می‌شود که این به نوبة خود توسط پروتئین منتقل کننده نیکل با نام Nix A تنظیم می‌گردد.

آنزیم اوره آز نقش مهمی در بیماری زایی هلیکوباکترپیلوری بازی می‌کند. این آنزیم با هیدرولیز اوره به آمونیاک و دی اکسید کربن به زنده ماندن و بقاء باکتری در محیط اسیدی معده کمک می‌کند.

بر طبق مطالعات انجام شده، مشخص گردیده است که سویه‌های اوره‌آز منفی هلیکوباکترپیلوری قادر به کلونیزه شدن در مخاط و معده حیوانات آزمایشگاهی نمی‌باشد. در یک مطالعه دیگر مشاهده شد، تجویز دهانی - معده‌ای اسید استوهیدروکسامیک که یک مهار کنندة اختصاصی فعالیت اوره‌آز می‌باشد، بطور مشخصی کلونیزه شدن H. felis را در مخاط معدة موش کاهش می‌دهد.

علاوه بر نقش آنزیم اوره آز در خنثی کردن اسید، تسهیل کلونیزه شدن باکتری و نقش تغذیه‌ای آنزیم اوره‌آز باعث رساندن آسیب به سلول‌های مخاط معده می‌شود. که این اثر می‌تواند به عنوان یک سیتوتوکسین برروی سلول‌های مخاط معده اثر کند و یا می‌تواند باعث تخریب اتصالات بین سلولی شده و منجر به خروج یونها از سلول‌ها شود. آمونیاک تولید شده باعث قطع تنفس میتوکندریایی و سلولی می‌شود و در نتیجه با کاهش بقاء سلول‌ها منجر به تخریب مخاط می‌گردد.

Induced by contact with epithelial cell) ice A  )

ژن ice A هلیکوباکترپیلوری، به عنوان یک شاخص ژنتیکی برای پیشرفت و تکامل بیماری زخم اثنی عشر در شرق شناخته شده است. این ژن توسط Peek و همکارانش معرفی شد. Ice A دارای دو آلل ice A1 و ice A2 می‌باشد. آلل اول پروتئین مشابه آنزیم آندونوکلئاز nlaIII R در نایسریالاکتامیکا (N. lactamica) راکد می‌کند. و ice A2 پروتئین با 59 اسید آمینه راکد می‌کند.وبه ice A1 وابسته نیست. نقش ژن ice A در عفونت انسانی هنوز مشخص نشده است. بیان یکی از این دو به شیوع جغرافیایی و به بیماری بستگی دارد. تحقیقات و مطالعات نشان داده است که ice A در هلند و آمریکا، با پپتیک اولسر مرتبط بوده ولی در کشورهایی مانند ژاپن، کره و کلمبیا این ارتباط وجود ندارد.

لیپوپلی ساکارید و نقش آن در بیماری زایی:

لیپوپلی ساکارید هلیکوباکترپیلوری بخاطر ساختار اسیدهای چرب موجود، ظاهراً دارای یک ساختمان غیر معمول می‌باشد. این اسیدهای چرب به همراه 3- هیدروکسی اکتانوئیک اسید ناحیه هیدروفوب لیپید A را می‌سازند. این اسید چرب در بروسلا، فرانسیسلا و استینوباکتر هم دیده شده است. بخش لیپید A، لیپو پلی ساکارید هلیکوباکترپیلوری فعالیت بیولوژیک کمتری نسبت به LSP سایر باکتری‌های روده‌ای دارد. بعضی سویه‌های H. Pylori دارای زنجیرة جانبی نردبان مانند شبیه زنجیرة جانبی سویه‌های صاف (smooth) انتروباکتریاسه می‌باشند و بقیه دارای تیپ خشن (Rough) شبیه اکثر سویه‌های C. jejuni هستند. هنگامی که سویه‌ها روی محیط‌های جامد رشد کنند با فرم خشن تغییر می‌یابند و وقتی در محیط مایع رشد کنند می‌توانند به فرم‌ صاف برگردد. اگر چه آنتی ژنهای بخش مرکزی LSP مشترک می‌باشند، ولی آنتی ژنهای زنجیرة جانبی اختصاصی هستند. توزیع آنتی ژنهای LPS اختصاصی در بین سویه‌ها با توزیع آنتی ژن‌های پروتئینی تفاوت دارد. تفاوتهای آنتی ژن مربوط به LPS در سویه‌های مختلف، تست‌های ایمونوبلاتینگ و هماگلوتیناسیون تشخیص داده می‌شوند.

طبق مطالعات انجام شده مشخص گردید که LPS هلیکوباکترپیلوری فعالیت بیولوژیک کمی دارد. مطالعات اولیه نشان داد میزان کشندگی LPS هلیکوباکترپیلوری در موش در مقایسه با LPS سالمونلا 500 برابر کمتر می‌باشد.

مطالعات نشان می‌دهد که سمیّت کم LPS هلیکوباکترپیلوری بخاطر انتقال آهسته آن از LPS باندینگ پروتئین به CD14 می‌باشد که آخرین رسپتور سلولی آندوتوکسین می‌باشد. LPS هلیکوباکترپیلوری با محدود کردن القاء پاسخ ایمنی میزبان می‌تواند باعث طولانی شدن عفونت با H. pylori ‌شود.

LPS هلیکوباکترپیلوری می‌تواند نقش مهمی در القاء پاسخ‌های اتوایمیون در مخاط معده داشته باشد. ساختمان آنتی ژن اختصاصی O لیپو پلی ساکارید سویه‌های مختلف هلیکوباکترپیلوری مشابه آنتی ژن‌های گروه خونی Lewis x و Lewis y میزبان می‌باشد. که در مخاط معدة انسان سالم بیان می‌شوند. این شباهت مولکولی می‌تواند دلیلی برای تعدادی از اتوآنتی بادی‌های معده‌ای القاء شده بوسیلة هیلکوباکترپیلوری باشد. Appelmelk و همکارانش نشان دادند که زنجیرة بتّا پمپ پروتون H+ و K+ دارای اپی توپ‌های Lewis y می‌باشد. آنتی بادی ضد Lewis با فرکانس بیشتری در سویه‌های (cytotoxin associated gene A) Cag A مثبت در مقایسه با سویه‌های Cag A منفی توانایی بالایی در تحریک پاسخ‌های اتوایمیون دارند و Cag A مثبت بودن با گاستریت آتروفیک همراه است. به هر حال در افراد آلوده شده با هلیکوباکتر پیلوری که فاقد آنتی سرمی علیه Lewis x هستند ریسک ابتلا به گاستریت آتروفیک بالا می‌باشد.

سیتوتوکسین واکوئله کننده(  Vac A (Vacuolating Cytotoxin A

تقریباً 50% همة نژادهای هلیکوباکتر پیلوری Vac A ترشح می‌کنند، Vac A پروتئینی با خاصیت ایمونوژنیک بالا و 95 کیلودالتون است. در سلولهای اپی تلیال در محیط مصنوعی سبب تولید حفرات بزرگ می‌شود.

Vac A نقش مهمی را در سرطان معده و زخم‌های گوارشی ایفا می‌کند. گزارش‌های نشان می‌دهد که Vac A در کلونیزه شدن باکتری در معده موش نقش دارند. سویه‌های هلیکوباکترپیلوری که حاوی الل‌های Vac A  S1/M1 می باشند همراه با ریسک بالای سرطان معده و صدمه به سلول‌های اپیتلیال معده ای در مقایسه با سویه‌های S2/M1 Vac A هستند. در نواحی که سرطان معده به فراوانی یافت می‌شود از جمله کلمبیا و ژاپن بیشتر سویه‌های حاوی آلل‌های تیپ S1/M1 هستند.

سایتو توکسین همراه با ژن( A (Cag A

سویه‌های Helicobacter pylori را می‌توان براساس توانایی امکان تولید یک پروتئین ایمونودومیننت kb 140-120 که Cag A نامیده شده، به دو زیر جمعیت طبقه‌بندی کرد. Cag A بوسیله ژن Cag A کد می‌شود. این ژن در انتهای جزیرة پاتوژنیته (Cag PAI) Cag واقع شده است که یک 40kb DNA  می‌باشد و دارای وزن معادل 140 کیلودالتون است.و دارای قدرت ایموژنیته فراوان می‌باشد.

نظر بر این است که این قسمت بوسیلة انتقال عمودی از یک سویه ناشناسی بداخل ژنوم این باکتری منتقل گردیده است. بیشتر از 90 تا 95 درصد از سویه‌های H. Pylori جدا شده در کشورهای آسیای شرقی از قبیل ژاپن کره و چین Cag PAI را حمل می‌کنند و بنابراین Cag A مثبت هستند. در مقابل، 40 درصد از سویه‌های جدا شده در کشورهای غربی از قبیل کشورهای اروپایی، آمریکا و استرالیا Cag A منفی هستند.

عفونت با سویه‌های H. Pylori CagA مثبت همراه با گاستریت آتروفیک سخت و سرطان می‌باشد. این ژن تقریباً در 50 تا 70 درصد نژادهای هلیکوباکترپیلوری یافت می‌شود.

شکل مارپیچی و حرکت و نقش آنها در بیماری زایی

هلیکوباکتر پیلوری، باکتری مارپیچی شکل می‌باشد که بخاطر داشتن چهار تا شش تاژک پوشش دار دارای تحریک زیادی می‌باشد. داشتن شکل مارپیچی و حرکت برای کلونیزاسیون باکتری در معده ضروری می‌باشد. این دو ویژگی باعث نفوذ و انتشار باکتری در لایة مخاطی ویسکوز (چسبنده) پوشاننده اپیتلیوم معده می‌شوند، بعبارت دیگر باعث فرار باکتری از PH بسیار اسیدی معده و حرکات پریستالتیسم معده‌ای می‌شوند. حداقل 4 پروتئین در ژنوم هلیکوباکترپیلوری وجود دارند که در تنظیم، ترشح و در کنار هم قرار گرفتن ساختارهای تاژکی نقش دارند.

 

داروهای ضد هلیکوباکتر پیلوری

 

Drugs in the Class

 

Drug Class

Amoxicillin, Clarithromycin (Biaxin), Metronidazole, Tetracycline, erthromythin

 

 

Antibiotics

Cimetidine (Tagamet), Famotidine (Pepcid), Nizatidine (Axid), Ranitidine

 

 

H2-Blockers

 

 

Aciphex, Nexium, Prevacid, Prilosec, Protonix

 

Proton Pump Inhibitors (PPIs)

Bismuth subsalicylate, sucralfate

Cytoprotective Agents   

 

 Helidac, Prevpac, Helicocin

Combination Products       

 

 

 

 

 

 

 

 




طبقه بندی: میكروب شناسی،
ارسال در تاریخ شنبه 24 بهمن 1388 توسط مسعود فتحی
(تعداد کل صفحات:8) 1 2 3 4 5 6 7 ...

قالب وبلاگ

Email Icon by Parstools.com